و در جاى ديگر مىنويسد : و خبر داد مرا مولاى عالم واعظ وجيه الدّين عبد اللّه بن ملا علاء الدّين فتح اللّه بن عبد الملك بن فتحان واعظ كه اصلا قمى بوده و در كاشان مىزيسته از جدش عبد الملك روايت مىكرده است « 1 » .
شيخ ابو محمد عبد اللّه بن محمد ابهرى
از بشارة المصطفى تأليف محمد بن ابى القاسم طبرى استنباط مىشود : وى از مشايخ شيخ مفيد بوده است و از على بن احمد بن صباح روايت مىكرده است .
مؤلف گويد ظاهرا على بن صباح از عامه بوده است .
سيد اجلّ عبد اللّه بن محمّد بن ابى طالب حسينى حائرى
وى فاضلى دانشمند و سراينده بود و من از اشعار او چكامهاى را در اردبيل ديدم كه در سال 750 هجرى به خط يكى از شاگردانش بر كاغذى قديمى نوشته شده بود . او اين قصيده را در روزگار حيات وى نوشته بود .
يادآورى مىشود كه شخص حاضر غير از سيد ضياء الدّين عبد اللّه بن محمّد بن على بن محمد بن احمد بن على اعرج حسينى مىباشد و سيد ضياء الدّين برادر سيد عبد اللّه بن عبد المطلب بن محمد اعرج حسينى و استاد شهيد اول بوده است هرچند شخص حاضر از نظر نام و نام پدر و حسينى بودن همانند اوست و همعصر او نيز بوده است .
سيد اجلّ جمال الدّين عبد اللّه بن محمد حسينى عريضى خراسانى
وى از دانشمندان بزرگ و اديبان بوده است و از علّامه حلّى روايت مىكرده و از مشايخ مشهور شهيد اول و استاد او بوده است .
هامش
( 1 ) - بطورىكه مشاهده مىشود در اين سند در سه موضع نام جدش را رضى الدّين عبد الملك ذكر كرده است و حالآنكه مؤلف در صدر ترجمه نام جدّ او را عبد اللّه نوشته است و ممكن است اشتباهى در استنساخ رخ داده باشد و در نسب پايين به اختصار برگزار شده است - م .