مؤلف گويد : گمان مىكنم در اين سند پيش از كلمه نيشابورى ، برخى از اسامى ساقط شده باشد ، و مىپندارم كه مراد از ابو جعفر محمّد بن على بن الحسن ، همان ابو جعفر حلبى باشد كه در سند پيش نام برده شده است .
و گاهى ، از على بن عبد الصمد تميمى ، از پدرش ، از سيد ابو البركات على ابن حسين خوزى ، از صدوق روايت مىكند .
و نيز از جمعى روايت مىكند كه ، از ايشان است سيد مرتضى و سيد مجتبى پسران داعى و استاد ابو القاسم و استاد ابو جعفر فرزندان كميح ، از شيخ ابو عبد اللّه بن جعفر بن محمّد بن عباس ، از پدرش ، از صدوق ، از پدرش ، از سعد بن عبد اللّه .
و در همين كتاب گاهى روايت مىكند ، از سيد ابو البركات محمّد بن اسماعيل مشهدى ، از جعفر دوريستى ، از شيخ مفيد .
و گاهى روايت مىكند ، از سيد ذو الفقار بن محمّد بن معبد بن حسنى ، از شيخ طوسى ، از محمّد بن على بن حشيش ، از ابو الفضل شيبانى ، از محمّد ابن سعيد همدانى ( كه ممكن است ابن عقده باشد ) ، از على بن حسن بن فضال . و همچنين از عمر بن حسن بن على بن مالك شيبانى روايت مىكند .
و باز از عدهاى روايت مىكند كه ، از آنها است محمّد و على فرزندان على بن عبد الصمد تميمى ، از پدرشان ، از سيد ابو البركات على بن حسين خوزى ، از صدوق ، از عبد اللّه بن سليمان قارى كتابهايى كه گفته است ، در انجيل چنين خواندم تا به آخر .
و گاهى از عدهاى ، از جعفر بن محمّد بن عباس دوريستى ، از پدرش ، از صدوق روايت مىكند .
و گاهى ، از جمعى از محدثان در اصفهان و از گروهى از ايشان در همدان و خراسان به طريق سماع و اجازه از مشايخ ثقات ايشان با سندهاى
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 630
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٦٣٠