نخست در محل قرهحصار قيام كرده و به قول برخى از مورخان ، آنجا را 687 هجرى فتح كرد و پس از آن ، به فتح شهرهاى قرهمان و قونيه و امثال آن اقدام كرد تا اينكه نيرو يافت و به قول مؤلف شقايق نعمانيه « 1 » در سال 699 هجرى بر اريكه سلطنت نشست و مردم با او بيعت كردند و پس از او شهر بروسا به دست يكى از فرزندانش فتح شد و از اختيار ترسايان بيرون آمد و به دنبال فتح بروسا ، آل عثمان آنجا را پايتخت خود قرار دادند و همچنان در آن شهر به امور پادشاهى سرگرم بودند تا تيمور لنگ بدانجا لشكر كشيد و با سلطان ايلدرم بايزيد ، كه چهارمين پادشاه عثمانى و سومين فرزند عثمان جوق بود ، نبرد كرد و بالاخره ، پس از نبرد شديدى او را شكست داد و او و فرزندانش را به اسارت گرفت و بايزيد را در ميان قفسى زندانى كرد و او را همراه خود برد و آنچه بايد نسبت به او انجام دهد ، انجام داد و سرانجام در زندان تيمور لنگ از پاى درآمد .
بارى ازآنپس ، دستور داد لشكريانش به شهر بروسا و ديگر شهرهاى مجاورش حمله آوردند . و به يغماگرى و چپاول پرداختند و اين واقعه تقريبا در سال 811 هجرى كه نزديك به زمان تأليف مشارق الانوار بود ، اتفاق افتاده است .
هامش
( 1 ) - شقايق نعمانيه در احوال علماى عثمانيه است ، از روزگار سلطان عثمان جوق تا زمان خود كه پادشاهى سلطان سليمان خان بوده ده طبقه از علما را نام برده است مؤلف آن ملا عصام الدّين احمد ، معروف به طاشكبرىزاده است كه سال 968 هجرى درگذشته است .
كتاب مزبور در سالها پيش به ضميمه تاريخ ابن خلكان چاپ شده و در اين روزگار مستقلا و به انضمام عقد المنظوم در شرح حال علماى روم كه طاشكبرى زمان آنها را درك نكرده بود به چاپ رسيده است و ما آنگاه كه بدان احتياج داشتيم بخش زيادى از آن را استنساخ كرديم - م .