نگارنده گويد : افندى در سراسر مجلد اوّل نامهاى شهرهايى را كه بدانجا سفر كرده و كتابهايى را به دست آورده و مدرك كتاب ارزندهء خويش قرار داده ، به اسامى ذيل يادآورى كرده است .
آمل ، آمار ، احساء ، ادرقه روم ، اردبيل ، استرآباد ، اصفهان ، ايروان ، بارفروش ، بغداد ، تبريز ، تيمجان گيلان ، تهران ، دهخوارقان ، رشت ، زركان شيراز ، سارى ، سيستان ، شبستر ، شوشتر ، صنعاء ، طسوج ، عمان ، فراه ، قسطنطنيه ، كاشان ، كوبان ، مازندران ، مشهد ، ورامين ، هرات ، همدان .
نامه افندى : مرحوم مجلسى در خاتمه مجلد بيست و پنجم بحار الانوار مىنويسد : مناسب است اين مجلد را به برخى از مطالبى كه به خط يكى از هوشمندان شاگردان ما مىباشد ( مرادش صاحب رياض است ) پايان داده و اثر خويش را به آخر رسانيم .
افندى در آغاز آن نامه پس از تيمّن به نام خداى بزرگ بدين خلاصه مىنويسد : ناچيزترين دعاگويان كه شبانهروز به دعاگويى شما مىپردازد و آرزومند است همواره در اين سراى و سراى ديگر شكافنده دانشهاى دادار بزرگ باشيد مىگويد به فرمان خود شما بود كه نامهاى كتابهايى را كه شايسته است به بحار الانوار ملحق سازيد فهرستوار به خاطر شما مىرساند .
پس از اين به نامبردارى برخى از كتابها كه از المزار آغاز و به ارشاد الطالبين پايان مىپذيرد پرداخته است و به دنبال آن اشاره مىكند كه چه كتابى را بايد در مجلدات بحار بياورند و يا از كدام كتاب بايد مطالب لازم را نقل فرمايند و نيز اضافه مىكند ، كدام كتاب در فلان كتابخانه وجود دارد و يا در اختيار كدام دانشور است و گاهى از نامهاى آنان به رمز ياد مىكند همچنانكه از بهاء الدّين فاضل هندى به بهايى ، و از ملا محمّد شفيع به
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٥١