مؤلف گويد : حتى منسوب به حله است در تقويم البلدان گويد ، حله از اقليم سوم و از جمله سرزمينهاى عراق است .
ياقوت در كتاب مشترك گويد : « حله » به كسر حاء و تشديد لام است و مراد از اين حله ، حله بنى مزيد است كه در سرزمين بابل ( به كسر باء ) بوده و در ميان بغداد و كوفه واقع مىباشد و نخستين كسى كه نقشهء اين شهر را بهوجود آورد و اهميت به آن داد ، سيف الدوله صدقة بن دبيس بن على بن مؤيد اسدى بود كه در سال 495 هجرى به انديشهء خود لباس عمل پوشانيد و آن را جايگاه و زادگاهى براى اعلام شيعه قرار داد و محله « حله » پيش از آنكه بدان صورت درآيد كه سيف الدوله بامر اللّه تعالى اراده كرده بود ، به نام جامعين خوانده مىشد .
ياقوت گويد ، علاوه بر حله سيفيه چند محل ديگر نيز به نام حله خوانده شده است از آن جمله حله ، بنى صلد كه ميان بصره و واسط واقع است . و حلهء دبيس بن عفيف اشعرى كه واقع ميان بصره و اهواز است و ديگرى حلهء بنى رزاق است كه دهكدهء بزرگى است و در كنار موصل واقع شده است .
در لباب گويد ، « عراق » به كسر عين بىنقطه و در آخر آن قاف است .
جوهرى در صحاح اللغة مىنويسد ، عراق لفظى است كه مذكر و مؤنث به كار برده مىشود .
ابو المجد اسماعيل موصلى در كتاب موسوم به التمييز و الفصل مىنويسد ، سرزمين عراق را بدان جهت عراق گفتهاند كه از نجد پايينتر و به دريا نزديكتر است و اين كلمه از عراق القربة گرفته شده است كه درز زير مشك آب باشد .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 507
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٥٠٧