علاوه بر آنها فوائد و تصانيف ديگر در علم طب و غير آن و همچنين ديوانهاى ديگرى در اشعار مدح و هجا و امثال اينها دارد .
56 - سديد الدّين حسن بن انوشيروان قوشينى
منتجب الدّين او را به عنوان صالح معرفى كرده و ممكن است در رديف مشاهير دانشوران نبوده باشد .
57 - عز الدّين حسن بن ايوب مشهور به ابن نجم الدّين اطراوى عاملى
وى ، از اجله علما و اكابر فقها و از شاگردان شهيد اوّل بوده است .
محتمل است اين شخص همان سيد حسن بن ايوب بن نجم الدّين كه در آينده به نام وى اشاره مىشود و از شيخ فخر الدّين فرزند علامه و از سيد عميد الدّين عبد المطلب كه هر دو استاد شهيد بودهاند روايت مىكرده است و همين معنى را مىتوان از اجازه شيخ نعمة اللّه بن خاتون عاملى كه براى سيد ابن شدقم مدنى نوشته ، استفاده كرد .
از يكى از اجازات امير شرف الدّين على شولستانى و همچنين از اجازهاى كه ملا حاج حسين نيشابورى براى ملا نوروز على تبريزى نوشته ، استفاده مىشود كه سيد حسن بن ايوب از سيد عميد الدّين روايت مىكرده و شيخ شمس الدّين محمّد عريضى عاملى از حسن بن ايوب نقل حديث مىكرده است .
هامش
-سايه در خط استوا نبود * ظلمت سايه زو جدا نبود
بر سر خلق بود ظلاللّه * سايه را كه سايه كى بود همراهو نيز از اوست :ترا از شيرهء جان آفريدند * مرا از داغ حرمان آفريدند
غم عالم پريشانم نمىكرد * سر زلف پريشان آفريدند
نمىترسيد از دوزخ شفائى * از آن رفتند و حرمان آفريدندشفائى سال 1037 درگذشت ملا عرشى در تاريخش گفته « به شاه دين شفائى داد جان را » - م .