سمرقند است و همان شهر سغد است و وادى صغد شرق و غرب آنجا را فراگرفته است .
و از جمله ديدههاى سغد ، خشوفغن است .
جزرى در اللباب مىنويسد : خشوفغن ضم خا و شين فتح فا و سكون غين و نون آخر ، دهكدهاى است بزرگ و بابركت و از ديههاى سغد است و در اين زمان آن را رأس القنطره ( سرپل ) گويند .
از جمله مضافات شام قريه رقيم است و به طورى كه مؤلف تقويم البلدان مىنويسد ، رقيم شهركى است نزديك به بلقا و خانههاى آن همگى از سنگ حجارى شده بنيان شده است چنانكه هركس ببيند مىپندارد از يك سنگ تشكيل شده است و گويا اصحاب رقيم ازآنجا باشند .
و اما كهف ( غار ) اصحاب كهف در چهار فرسخى نخجوان ، در كوه معروفى واقع شده است .
كلمهء شام نام معروف آن اقليم است و در اين روزگاران عموم مردم ، كلمه شام را به دمشق مىگفتند و به ديگر شهرهاى آن اقليم كلمهء شام را اطلاق نمىكردند .
در تقويم البلدان گويد : اقليم مزبور را ازآنجهت شام گفتهاند كه ، گروهى از بنى كنعان به مناسبت اينكه آن اقليم در طرف چپ كعبه قرار گرفته ، تشاموا اليه يا « تياسروا اليه » گفته و تشام ، توجه به جانب چپ است .
و گويند آن اقليم را به نام سام بن نوح نامگذارى كردند و سريانى ، سام ، شام است . و هم گويند به مناسبت اين است كه ، سرزمينهاى آنجا به رنگهاى مختلف از قبيل سپيد و قرمز و سياه درمىآيد كه شام به معناى رنگ است .
و همان مؤلف گويد به كتابى كه راجع به مسالك و ممالك و از آثار احمد بن ابى يعقوب كاتب بود دست يافتم كه از عراق ستايش و از شام نكوهش كرده بود دربارهء شام گويد :
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٢٢٧