پس از آنكه مؤلف قدّس سرّه ، اشاره به پارهاى از احوال شيخ صفى الدّين و شاه اسماعيل كرده ، مىنويسد : در ديوان منسوب به على عليه السّلام ، ابياتى اشاره به اين مقام شده است ، از آن جمله :
صبى من الصبيان لا راى عنده * و لا عنده جد و لا هو يعقل
كودكى از كودكان است كه ، نه صاحب رأى بوده و نه داراى خرد .
( بلكه ) ، جد او هم حضور ندارد .
از غرائب اتفاق آنكه جمع عدد مصراع اول كه ( 747 ) است با عدد مصراع دوم كه ( 431 ) باشد ، مجموعا 1178 مىشود و آن مساوى با « ما هو الا شاه اسماعيل بن حيدر بن الجنيد الموسوى » است « 1 » يعنى آن كودك كه حضرت مولى على عليه السّلام از وى خبر داده ، بهجز شاه اسماعيل شخص ديگرى نبوده است . آغاز اشعار منسوب به آن حضرت چنين است :
رموز خفيات الامور محلها * بتبيانه لم يبق منهن مشكل
بنى اذا ما جاشت الترك فانتظر * ولاية مهدى يقوم و يعدل
و ذل ملوك الارض من آل هاشم * و بويع منهم من يلذ و يهزل
صبى من الصبيان لا راى عنده * و لا عنده جد و لا هو يعقل
فثم يقوم القائم الحق منكم * و بالحق يأتيكم و بالحق يعمل
سمى نبى اللّه روحى فدائه * فلا تخدلوه يا بنى و عجلوا
رمزهاى پوشيدهاى است كه هرگاه آشكار شود ، مشكلى باقى نمىگذارد .
پسر من ، هرگاه گروه تركان به جوش آيند و طغيان كنند ، در آن موقع است كه مهدى آل محمد عليهم السّلام ظهور مىكند و بساط دادگرى را مىگستراند . و پادشاهان روى زمين به پايمردى هاشميان بيچاره مىشوند ، و پناهندگان به ايشان و ديگر ناتوانان ، دست بيعت بهسوى ايشان دراز مىكنند . و كودكى
هامش
( 1 ) - اين جمله در صورتى با عدد بيت يعنى : ( 1178 ) ، مطابقت مىكند كه ياى اسماعيل نوشته نشود مثلا ، اسماعل گفته شود . زيرا ، با نوشتن « يا » عدد جمله مزبور ( 1188 ) خواهد بود و با جمله آينده همانطور كه نوشته مىشود اصولا تطبيق نمىنمايد - م .