Skip to main content

تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي ) — Page 294

Contributors:

P.294
با پنج جزو سيماب سائيده ملغمه كنند وبر سطح أشياء مذكوره ماليده بآتش رفع سيماب نمايند نايب مناب تطليه وذهب است پس اگر بعد از آن تطليه بملغمه ذهب كنند بسيار رنگين شود وچون يكجز ونقرهء فتاط وخالص آن را در سه جزوعبد بمالند حل شود وبه دستور مطلا مفضض كنند عمل زر نشان كه محتاج بآلات نباشد وبايد سطح آهن وأمثال آن را صيقل كرد باين اسم كه مذكور مىشود بقلم نقاشى هر نقشى كه خواهند مكنند وبعد از خشكى آن درآتش بتابند تا اجزا در آن نفوذ كند پس جلا دهند وااز اسرار مجربه است ورق طلا زنكار زعفران الحديد بالسوية سحق بليغ نموده به آب صمغ بقدريكه توان استعمال نمود سرشته بكار برند عمل نقاشى طلق محلوبرا با نمك مثل غبار سائيده بغسل مكرر رفع نمك نمايند وبا آب صمغ عربى حل نموده نقاشى بان كنند درنمود بهتر از ورق نقرهء محلول است وچون زعفران اضافه نمايند نايد مناسب تدهسب بورق طلاست وبا زنكار زمردى وبا اصفر فستقى مىشود عمل مداد كتابت چون بميخ وبيمه را مهرا پخته با صمغ عربى استعمال كنند قايم مقام مداد است بدل شنجرف كه در كتابت ونقشها بهتر از شنجرفست اشتان سبز را يك شبانه روز در آب بخيسانند پس لك اضافهء نموده بآتش نرم بجوشانند تا درد وصاف أو شود جدا وآب اشنان سرخى ودرخشندگى بهمرساند پس صاف لطيف أو را با صمغ عربى جمع نموده استعمال كنند تدهير آهن كه مانند آهن ربا آهن بربايد آهنى را در روغن كنجد اطفا نمايند وبار ديگر نفته اطفاى أو به آب كنند حفظ آلات آهنى كه هرگز بزنگ نگيرد وبايد قليرا چرب كرده گذاشته تا زنگ بهمرساند واز آن روغن وچربى رنگ گرفته بآلات حديدى هر گاه بمالند ديگر زنگ نميگيرد خاتمه در خطوط مرموزه واقسام مشهوره آن قلم هندى بقغ بكر جلش دمت هنث وسخ زعد خفض طصينظ قلم هندى كه از آحاد بخط نمىرسد وعشرات متصل بخط مىشود وتات از خط ميگدزد وألوف بعد از گذشتن از خط ذيلى ميدارد