Skip to main content

تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي ) — Page 267

Contributors:

P.267
مانند عرق فثه وعرق بهار وجند وأمثال آن واستعمال نمودن وحقنه با وجود خشكى طبع بمطبوخ وفودنج وشير وترنجبين وبورهء ارمنى وروغنهاى حاره بايد كرد واگر علامة ثقل وپيوسته ظاهر گردد مثل بر آمدگى شكم ودرد امعا احتباس بول وطبع وتهوع وخشكى دهن در اينصورت حقنه بمسهلات قوى مثل سفاء مكي وبسفايح ولعاب جله وشير تازه وحليث ومقل وسكنجبين وشكر سرخ وبوره أمثال آن بايد نمود واگر قدرت بر شرب داشته باشد ادويه مسهله وبعد از آن ادويهء ترياقيه بدهند مانند شير وشكر وگوشتابى كه ادويهء مناسبه به آن طنج يافته باشد واگر قوتش ساقط شده يا غشى يا بيهوشى وعرق سرد وكشتن سياهى چشم باشد فم معدهء أو را بقوة تمام بمالند وباد در دهنش بدهند وادويهء قلبيه بر روى سينه أو مكرر طلا كنند وانچه در علاج غشى مذكور است بعمل آورند واگر باسهال مفرط وبيچش باشد تدبير أو بداون روغنها ولعابها كنند وبعد از آن واو ويهء قلبيه وتريا قاة را با آب ميوهاى قابض ورب به وسيب وليمو ودوغ داغ كرده وأمثال أو بايد داد وهر گاه سم ملذوعه باشد به دستوري كه گذشت بعد از بستن موضع وحجامت ومكيدن از ترياقاة مذكوره بدهند ودو مثقال تخم نارنج كه مقشر كرده باشند وتخم ليمو وترنج بغايت مفيد وأين دوا بجهة سموم مشروبه وملذوعه مشترك النفع است مغز كردكان سى مثقال نمك برگ سداب خشك از هر يك پنج مثقال دانه ترنج مقشر ده مثقال انجير كوبيده بقدريكه اجزا را خمير كند قدر شربتش تا ده درهمست ترياق الطين كه به دستور مشترك النفع است با نيصفت است طين مختوم واگر نباشد خاك صوفي حميد يا خاك داغستان با مساوى أو حب الغار بروغن گاو چرب كرده بوزن ادويه عسل بسرشند ودو درهم أو را بنوشند وهر گاه علامات زياد قى خون در مسموم ظاهر باشد فصد بغاية نافع است وساير ادويه مشترك النفع است كه سابقا مذكور شد فصل سيم در مداواى سموم مشروبهء كه معروف باشد ودرين فصل بيان مداواى بعضي از آن كه مشهور است مذكور مىشود وغير مشهور را استنباط مزاج ان از تشخيص ثالث بايد نمود بحسب اعراض وعلامات هر يك بمداواى مشهورهء آنقسم بايد عمل كرد چه أكثر آن را علاج بيكطريق است پش قدرحبهء أو در عرض وسه ساعت مهلك است واو را سريع الأثر از سم أفعى دانسته‌اند وعلامت آن ورم زبان وسدرود وارو دردسر وبر امدگى حدقه وغشى پى در پى است وعلاج أو قى مكرر است بمطبوخ تخم شلغم وروغن گاو واگر نارحيل بحرى بهم رسد بهتر از همه مقيياتست وبعد از آنش شرب فاد زهر سبز وزرد خالص است براي محمد بن زكريا وأكثر اطبا بيخ كبر را فاد زهرا ودانسته‌اند ودواء المسك حار را در اين باب قويتر از ترياق فاروق مىدانند وجدوار را اثر عظيم است قرون السنبل از لوازم شربت أو بول الدم وسياهى زبان واعراض سرسام است ودر غايت حرارة ومداواى أو بعد از قى شرب يك مثقال كافور با گلاب واشاميدن دوغ سرد كرده وآب ميوهاى سرد است مثل أنار وسيب ترش وآب خيار وماء الشعير وآب عنب الثعلب وأمثال آن با جبلاب وضمادات بارده مثل صندلين وكافور وشياف ما ميثاد گل ارمنى وآب خيار وكدو كاسنى وأمثال آن مرارة النمر زهرهء پلنگ تا سه ساعت كشنده است بقي سبز واز سمومات حاره ومداواى أو به دستور قرون السنبل است وپنير مايهء آهو را ترياق آن دانسته‌اند كافور را مرارة الأفعى در سميت مانند بيش است ومداواى آن به دستور آن وبا روغن قى مكرر كردن انفع است وشرب كوشتاب مرغ با قدرى مشك مفيد است وادويهء مشترك النفع كه قبل از اين مذكور شد در جميع سموم نافعند مرارة كلب الماء قدر يكعدس آن بعد از هفت روز كشنده است وترياق أو پنير مايهء خرگوش وروغن كادو خبطيانا ودارجينى است دنبالهء گاو كوهى مورث غشى شديد وكربست وترياق أو بعد از قى كردن با روغن گاو آب نيمگرم وترياقات مشتركة النفع مذكوره وفندق وپسته وفيلز هرج كه در يكروز چهار مرتبه وهر مرتبه يك مثقال بدهند عرق الدابة مورث ورم روى وسبزى أو وخناق وعرق بسيار وبدبوئى وآنست ودواى أو بعد از قى با ماء العسل شرب مى پخته وروغن گلسرخ است كه مكرر بنوشند وترياق الطين مذكور شد أرنب بحرى از سموم حاره واگر نكشد مورث سل است واعراض أو ودرد معده وضيق النفس وقى مفرط وعسر بول وعرق بد بوى ونفث الدم است ومداوى آن آب خيار شنبر وشير الاغ وزنان وآب برگ خطمى وسرطان نهريست وبعد از تسلبن عوارض خوردن حب خربق سياه وغاريقون وكثيرا ورب سوس بالسوية بقدر درهمى باجلاب دزاريح كه بتركى الاكلنگ نامند از سموم حاره وعلامت أو مانند اعراض أرنب بحرى وبا التهاب واختلاط عقل ومداواى آن مانند أرنب بحرى وقى كردن با آب گرم وروغن گلسرخ وشربت شيرهء تخم خرفه وخيار ولعابها وشير زنان وجهة احتباس بول جلوس در طبيخ خطمى وچكانيدن روغن گل با سفيدهء تخم مرغ در إحليل وتغذيه بر روغن بادام ونان ميده وپالوده وانجير خشك وهريره از آرد گندم وشكر وروغن بادام ومداواى خوردن وزغه وحربا وتخم حر با به دستور مذكور است وترياقاست مذكوره ودواء المشك ومثرود يطوس وترياق أربعة مانند بلادر وجند سياه وأمثال آن مورث احتراق وجنون ووسواس والتهاب معده وتشنگى مفرط اند ومداواى آن شرب شير دو دغ وگوشتابهاى چرب وشيرهء تخمهاى سرد مثل خرفه واستنشاق روغن كدو وبنفشه وچرب كردن سر بروغنهاى مرطبه ومغز كردكان فاد زهر بلادر است خوردن خون گاو وبستگى شير وخون در معده مورث كرب واضطراب شديد وغلثيان عنيف ودرد