برداشت و بوئيد و فرمود : در روز قيامت از اين سرزمين هفتاد هزار تن محشور مىشوند كه همگى آنها بدون حساب به بهشت مىروند .
« طبرانى » اين حديث را نقل كرده و رجالش موثقاند .
مؤلف گويد : در اين بخش ، حديثى است كه مناسب است آن را در پايان اين باب متذكر شويم ، هر چند پيش از اين ، باب مستقلى براى آن منعقد ساختهايم .
ولى بهر حال ، يادآورى آن بىمناسبت نخواهد بود .
« ابن حجر » در [ تهذيب التهذيب 2 / 347 ] به سند خود ، از « عمّار دهنى » روايت مىكند ، در يكى از روزها كه كنار « كعب » نشسته بودم ، حضرت على عليه السلام از نزديكى ما عبور كرد . « كعب » گفت : از فرزندان اين شخص كسى است همراه با گروهى كه هنوز عرق پيشانى اسبان آنان خشك نشده به محمد مىپيوندند و اين فرزند نيز به فيض شهادت مىرسد . چند لحظه طول نكشيد كه امام حسن عليه السلام از نزديك ما عبور كرد . حاضران پرسيدند : اين بزرگوار ، همان شخص است ؟ گفت :
نه . پس از اندك فاصلهاى امام حسين عليه السلام از نزديك ما عبور كرد . حاضران پرسيدند : اين بزرگوار ، همان شخص است ؟ « كعب » گفت : آرى .
مؤلف گويد : « هيثمى » اين حديث را در [ مجمع 9 / 193 ] با اندك اختلافى روايت كرده و « طبرانى » هم به ذكر آن پرداخته است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 329
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٢٩