تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
خاك ! مردمى بر فراز تو به شهادت مىرسند كه بدون حساب به بهشت مىروند . راوى گويد : از نبردى كه به خاطر از پاى درآوردن دشمن رفته بوديم بازگشتيم و طولى نكشيد حضرت على عليه السلام به شهادت رسيد و من از حديث كربلا و شهيدان آن غفلت كرده بودم ، تا اينكه در شمار لشكريانى درآمدم كه عازم جنگ با حسين عليه السلام بودند . هنگامى كه به لشكرگاه حسين عليه السلام رسيديم ، چشمم به آن درخت افتاد و به ياد جريانى افتادم كه از حضرت على عليه السلام در كنار همين درخت ديده بودم ، كه در پى آن پيشآمد كربلا را بيان نموده بود . در اين هنگام اسبم را بسوى خرگاه حسين عليه السلام راندم و خطاب به آن حضرت ، عرض كردم : اى فرزند دختر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ! مژده‌اى براى شما دارم . آنگاه جريانى را كه از حضرت على عليه السلام شنيده بودم به عرض رسانيدم . حضرت سيد الشهداء عليه السلام پس از استماع جريان مزبور ، فرمود : آيا با ما هستى يا عليه ما ؟ در پاسخ گفتم : من نه با شما هستم و نه عليه شما ! ! من زن و فرزند و اموال خود را ترك گفته و اينك نگران آنهايم . امام حسين عليه السلام فرمود : به خدائى كه جان حسين در دست اوست ، هر انسانى كه شاهد ماجراى كشته شدن من باشد و به من كمك نكند ، به دوزخ مىرود . پس از شنيدن اين سخن ، اسبم را تاختم و از آنجا فاصله گرفتم تا شاهد شهادت او نباشم ! ! ! [ كنز العمال 7 / 110 ] به سند خود ، از « ابو هرثمه » روايت مىكند كه در سرزمين كربلا حضور حضرت على عليه السلام شرفياب بودم ، فرمود : روز قيامت كه فرا مىرسد از اين زمين هفتاد هزار تن ظاهر مىشوند كه همگى آنها بدون حساب به بهشت مىروند . « ابن ابى شيبه » اين حديث را ذكر كرده است . [ هيثمى در مجمع 9 / 191 ] به سند خود ، از « ابو هرثمه » روايت مىكند كه من در كربلا همراه حضرت على عليه السلام بودم ، در مسير خود به درختى رسيديم كه در كنار آن پشكل آهوان ريخته بود . حضرت على عليه السلام مشتى از آن پشكلها را
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 328 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى