تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
فرزندم ، حسين عليه السلام ، شهيد شد ، همان شب كنيزى را فرستادم تا از چگونگى شهادت او خبردار شود . كنيز بازگشت و به من اطلاع داد كه حسين عليه السلام را شهيد كرده‌اند و همان وقت ، يك زن از جنّيان شروع به نوحه‌سرائى كرد و مىگفت :
الا يا عين فاحتفلى بجهدى و من يبكى على الشهداء بعدى على رهط تقودهم المنايا الى متجبّر فى ملك عبد
؛ اى چشم ! در گريستن بر حسين شهيد ، بيشتر به من كمك كن و همچنين به كسانى كه پس از من بر شهيدان گريه مىكنند ! آرى ، بر مردمى گريه كن كه مرگ ، آنان را بسوى خودخواهى گسيل مىكند كه خود مملوك و برده‌اى بيش نيست . « طبرانى » هم اين حديث را نقل كرده است . مؤلف گويد : « محب طبرى » حديث مورد بحث را در [ ذخائر ص 150 ] ذكر كرده و متعرض ابيات زن جنّى نشده و گفته است كه اين حديث را « ملا » در « سيره » متذكر مىباشد . [ همان كتاب 9 / 199 ] به سند خود ، از « ابن جناب كلبى » روايت مىكند ، گچپزها به من اطلاع دادند ، شب هنگام همه به « جبانه » مىرفتيم ، از كنار آرامگاه امام حسين عليه السلام صداى جنّيان به گوش ما مىرسيد كه براى آن حضرت نوحه‌سرائى مىكردند و مىگفتند :
مسح الرّسول جبينه فله بريق فى الخدود ابواه من عليا قري ش جدّه خير الجدود
؛ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پيشانى او را مسح كرد ، آنگاه نور جمال در رخسارش درخشيد ، پدر و مادر او - على و فاطمه عليهما السّلام - از والامرتبه‌ترين مردم قريش بودند و جدّ او - حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله - از بهترين اجداد بشمار مىآمد . « هيثمى » گفته است : « طبرانى » هم اين حديث را روايت كرده است . [ ذخائر العقبى ص 150 ] به سند خود ، از « ام سلمه » روايت مىكند ،
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 277 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى