همان باب ،
بخش ديگرى از اخبار آمده است كه « عبد الله عمر » از اين واقعيت متأسف بود كه چرا با « فئهء باغيه » نبرد نكرده است و دسته سوم از اخبار آنهائى بود كه در رابطه با تأسف « عبد اللَّه بن عمرو بن عاص » به جهت همراهى « فئهء باغيه » بود . و در اواخر ابواب فضائل على عليه السلام ، در باب على عليه السلام و مردم او نشانى از بهشتاند ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى كه اشاره به « معاويه » مىكرد ، فرمود : « معاويه » و همدستان او نشانى از دوزخند . و به زودى در باب ششم خواهد آمد كه هرگاه ببينيد « معاويه » بر منبر من بالا رفته او را بكشيد ! اكنون اين سؤال پيش مىآيد با توجه به اينكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هر چه بيشتر از « معاويه » و همدستان او متنفر بود تا جائى كه آنها را نشان دوزخ معرّفى مىكرد ، چرا لفظ مسلمانان را بر او و پيروانش اطلاق كرده است ؟ در پاسخ مىگوئيم كه اطلاق لفظ « مسلمان » بر « معاويه » و همدستان او ، هيچگونه غرابتى ندارد و دور از حقيقت نمىباشد . براى اينكه لفظ مسلم همانطور كه بر مؤمن گفته مىشود ، بر منافق و ستمكار و خارجى و امثال اينها از گروههاى گمراه ديگر كه دين اسلام را وسيلهء پيشبرد مقاصد خود قرار دادهاند ، اطلاق مىگردد .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 188
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٨٨