[ كنز العمال 6 / 222 ] « طيالسى » به سند خود ، از « براء » و « ابن عساكر » از حضرت على عليه السلام از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : كسى كه مرا دوست مىدارد ، بايد اين بزرگوار ( حسن عليه السلام ) را نيز دوست بدارد .
[ همان كتاب 7 / 104 ] از حضرت على عليه السلام روايت مىكند كه در يكى از روزها ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به خانهء ما تشريف آورد و فرمود : « لكع » كجاست ؟ آيا او اينجاست ؟ طولى نكشيد حسن عليه السلام آمد در حالى كه گردنبندى از قرنفل به گردن داشت . آنگاه دست دراز كرد ، پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله هم دست دراز كرد و او را به سينه چسبانيد و فرمود : پدر و مادرم فداى اين بزرگوار باد ، كسى كه مرا دوست مىدارد ، بايد اين بزرگوار را نيز دوست بدارد .
« ابن عساكر » اين حديث را ذكر كرده است .
[ همان كتاب 7 / 104 ] از « ابو هريره » روايت كرده كه ديدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله زبان حسن عليه السلام را به گونهاى مىمكيد كه مردى خرما را مىمكد . « ابن شاهين » اين حديث را در كتاب « الافراد » ذكر كرده است و همچنين « ابن عساكر » .
[ همان كتاب 7 / 105 ] از « عايشه » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حسن عليه السلام را مىگرفت و به سينه مىچسبانيد و مىفرمود : پروردگارا ! اين بزرگوار ، فرزند من است ؛ من او را دوست مىدارم ، تو هم او و دوستانش را دوست بدار .
« ابن عساكر » اين حديث را روايت مىكند .
مؤلف گويد : « هيثمى » در [ مجمع 9 / 176 ] و « طبرانى » آن را روايت كردهاند .
[ همان كتاب 7 / 105 ] از « سعيد بن زيد » روايت كرده است ، گاهى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضانت امام حسن عليه السلام را به عهده داشت مىفرمود : پروردگارا ! من اين فرزند را دوست مىدارم ، تو هم او را دوست بدار . « طبرانى » و « ابو نعيم » اين حديث را آوردهاند .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 181
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٨١