ما به مرگ به حدّى رسيده است كه گويا در دار دنيا خداى تعالى مرگ را براى غير ما مقرّر فرموده است ؛ و گويا دريافت حق در اين دار دنيا بر ديگران واجب گرديده است ؛ و گويا از امواتى كه تشييع مىكنيم نه مردهاند بلكه مسافرانى هستند كه پس از اندكى بسوى ما باز مىگردند ؛ از ارث آنها آنگونه بهره مىگيريم مثل اينكه پس از آنها در دنيا جاويدان خواهيم بود ! از هر چيزى كه وسيلهء عبرت است ، غفلت كردهايم و از هر گونه آفتى خود را در امان مىدانيم . خوشا به حال كسى كه عيوبش او را از عيوب مردم باز مىدارد كسب و كارش از راه حلال باشد و باطنش را اصلاح نمايد و ظاهرش را پسنديده و نيكو بسازد و در راهى كه ادامه مىدهد استوار باشد . خوشا به حال كسى كه فروتنى كند و فروتنى را موجب پستى خود احساس ننمايد و خوشا به حال كسى كه از ثروتى كه بدون معصيت فراهم آورده ، انفاق نمايد و با مردم فقيه و حكيم نشست و برخاست كند و به افراد از پا افتاده و بينوا مهربانى نمايد . خوشا به حال كسى كه فزونى ثروت خودش را انفاق نمايد و به همين نسبت از فزونى گفتار خوددارى نمايد و سنت الهى را رواج بدهد و از سنت الهى به بدعت روى نياورد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سخنان گرانمايه خود را تا اينجا به پايان آورده و از منبر فرود آمد .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 164
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٦٤