تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
آنها و هر كسى كه دوستدار آنان باشد ، در بهشت خواهند بود . « طبرانى » و « ابن عساكر » اين حديث را از « ابن عباس » روايت كرده‌اند . مؤلف گويد : « هيثمى » در [ مجمع 9 / 184 ] آن را روايت كرده و گفته است كه « طبرانى » در كتاب « الكبير » و « الاوسط » آن را نقل مىكند . [ ذخائر العقبى ص 130 ] از « ابن عباس » روايت مىكند كه در يكى از روزها كه حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم ، فاطمه عليها السّلام گريه‌كنان به جانب پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله گفت : پدرم فداى تو ، علت گريهء تو چيست گفت : حسنين از خانه بيرون رفته‌اند و تا به حال بازنگشته‌اند و نمىدانم در چه حالى هستند و كجا خوابيده‌اند ؟ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : گريه مكن براى آنكه آفريدگارشان نسبت به آنها از من و تو مهربانتر است . سپس دستها را به دعا برداشت و گفت : بار خدايا ! آنها را از خطرات محفوظ بدار و سلامت و تندرستى را به آنها ارزانى دار . در همين لحظه « جبرئيل » فرود آمد و گفت : اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ! هيچ غم مخور و اندوهگين مباش كه حسنين عليهما السّلام حالا در باغ بنى نجار خوابيده‌اند و خداى تعالى فرشته‌اى را بر آنها برگماشته تا آنها را از هر گونه خطرى حفاظت نمايد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از جاى برخاست و همراه اصحاب عازم باغ بنى نجار شد و ديد حسنين عليهما السّلام دست در گردن يكديگر درآورده و به خواب رفته‌اند و فرشتهء موكل يك بالش را در زير آنان گسترانده و بال ديگرش را در بالاى آنها سايبان قرار داده است . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به جانب آنان شتافت و آنها را مىبوسيد تا اينكه از خواب بيدار شدند . آنگاه امام حسن عليه السّلام را روى شانه راست و امام حسين عليه السّلام را روى شانه چپ قرار داد و از باغ بنى نجار بيرون آمد . در راه « ابو بكر » با رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ملاقات كرد و گفت : يا رسول اللَّه ! يكى از اين دو كودك را به من بسپار تا من او را بردارم . فرمود : چه خوب راهوارى است راهوار آنها و خوب سوارانى هستند خود آنها و پدر آنها از خودشان هم بهتر است . به اين ترتيب پيغمبر
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 159 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى