باب دويست و بيست چهارم حوريهء مخصوص حضرت على عليه السّلام در بهشت
[ تاريخ بغداد خطيب بغدادى 4 / 278 ] به سند خود ، از « ابو سعيد » روايت مىكند ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : شبى كه به معراج رفتم ، « جبرئيل » سيبى به من داد . آن را شكافتم و به دو نيم كردم ، حوريهاى از ميان آن ، بيرون آمد . از او پرسيدم : تو از آن كيستى ؟ در پاسخ گفت : براى على بن ابيطالب عليه السّلام هستم !
[ الرياض النضرة 2 / 211 ] از « انس » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : در شب معراج ، « جبرئيل » دست مرا گرفت و بر بساطى از بساطهاى بهشتى نشانيد و يك گلابى به دست من داد . من آن را در دست خود مىگردانيدم كه ناگهان آن گلابى شكافته شد و از ميان آن حوريهاى كه زيباتر از آن را نديده بودم ، نمايان گشت ! بر من سلام كرد ، پاسخ او را دادم و پرسيدم : تو كيستى ؟ در پاسخ گفت : من ، راضيهء مرضيهام كه خدا مرا از سه قسم بوى خوش آفريده است ؛ قسمت بالاى من از عنبر ، وسط من از كافور و قسمت پائين من از مشك است ، و سرنوشت مرا از آب حيات عجين كرده است و سپس به من گفته است : موجود شو ! و من هم وجود