بهشت روى آوردم ! ( 1 ) ( تا آنجا كه گفته است : ) هرگاه در ميان سنگى قرار بگيرم كه آن سنگ در ميان سنگ ديگر قرار گرفته باشد ، « بنى اميه » مرا از ميان آن سنگ بيرون مىكشند و به شهادت مىرسانند ! اين حديث را حبيبم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به اطلاع من رسانيد و فرمود : نخستين سرى كه در اسلام از تن جدا مىگردد و از شهرى به شهر ديگر انتقال داده مىشود ، همانا سر تو خواهد بود ! « طبرانى » اين حديث را در « الاوسط » روايت كرده است .
[ كنز العمال 7 / 63 ] از « اجلح بن عبد الله بن كندى » روايت مىكند كه گفت : از « زيد بن على » ، « عبد الله بن حسن » ، « جعفر بن محمد » و « محمد بن عبد الله بن حسن » شنيدم كه از اصحاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه در ركاب حضرت على عليه السّلام به شهادت رسيدهاند ، نام مىبردند و نامهاى آنان را از پدران خود يا كسى كه به صحبت اهل بيت پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله رسيده ، روايت مىكردند و از ديگران هم نامبردارى آنها را شنيدهام و از آن جمله ، از « عمرو بن حمق خزاعى » نام بردند و او همان كسى است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به وى فرمود : اى عمرو ! مىخواهى نشانه بهشت را به تو نشان بدهم ؟ گفت : آرى ، يا رسول اللَّه ! درست در همين لحظه حضرت على عليه السّلام از مقابل ما عبور مىكرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اين بزرگوار و پيروانش ، نشانه بهشتاند . زمانيكه « عثمان » كشته شد و مردم با حضرت على عليه السّلام بيعت كردند ، « عمرو بن حمق » ملازم آن حضرت بود تا به شهادت رسيد .
« ابن عساكر » اين حديث را روايت مىكند .
[ كنز العمال 7 / 63 ] از « عبيد الله بن رافع » نقل مىكند كه « معاويه » ،
هامش
( 1 ) [ راهنماى دانشوران 1 / 236 ] در ذيل « حمق » ، مىنويسد : « عمرو بن حمق خزاعى » از اصحاب خاص حضرت على عليه السّلام است . در نامهاى كه امام حسن مجتبى عليه السّلام براى « معاويه » توقيع فرموده است ، خطاب به او مىفرمايد : تو آن كسى هستى كه « عمرو بن حمق » بندهء شايستهاى را كه صحبت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را دريافته و بدنش از زيادى عبادت فرسوده گشته بود را كشتى و اين در حالى بود كه به وى امان داده و پيمانهاى عجيبى با وى بسته بودى كه اگر آن پيمانها را با پرندهاى مقرر مىداشتى از آشيانهء خود دست برداشته و به كاشانهء تو مىآمد . ( مترجم )