معرفى نكرد ، على عليه السّلام عرض كرد : يا رسول الله ! اگر عمل خلافى از من سر زده است ، اميدوارم مرا ببخشى ؛ زيرا آن هنگام كه مرا تنها گذاشتى ، نزديك بود روح از بدنم مفارقت كند و پشتم بشكند ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : به آن خدائى كه مرا به راستى مبعوث فرموده است ، از آن جهت عقد اخوت تو را با كسى منعقد نكردم تا تو برادر من باشى . منزلت تو نسبت به من ، مثل منزلت هارون با موسى عليه السّلام است ؛ با اين تفاوت كه پس از من پيغمبرى مبعوث نمىشود . آرى ، تو برادر و وارث من هستى . على عليه السّلام پرسيد : چه ارثى در شما به من مىرسد ؟ فرمود : آن ارثى كه پيغمبران پيش از من باقى گذاشتهاند . على عليه السّلام پرسيد : مگر پيغمبران پيش از شما چه ارثى باقى گذاشتند ؟ فرمود : كتاب پروردگار ، و سنت پيغمبريشان . و تو و فاطمه در بهشت در كاخ مخصوص من خواهيد بود و تو ، برادر و رفيق من هستى .
« امام احمد حنبل » اين حديث را در كتاب « المناقب » و « ابن عساكر » روايت كردهاند .
مؤلف گويد : « محبّ طبرى » هم در [ الرياض النضرة 1 / 13 ] از « زيد بن اوفى » در ضمن حديثى طولانى مربوط به مواخاة بين اصحاب نقل مىكند و اظهار مىدارد كه « حافظ ابو القاسم دمشقى » حديث مورد بحث را در « الاربعين الطوال » روايت كرده است .
[ هيثمى در مجمع 9 / 173 ] از « ابو هريره » نقل مىكند كه حضرت على عليه السّلام از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : يا رسول الله ! كداميك از ما نزد شما محبوبتريم ، من يا فاطمه ؟ فرمود : فاطمه در نزد من ، محبوبتر از تو ، و تو عزيزتر از او برايم هستى . و مىبينم در روز قيامت در كنار حوض من ايستادهاى و مردم فاسق و كافر را از كنار حوض دور مىكنى و ابريقهائى به شمارش ستارگان آسمان در كنار حوض كوثر نهادهاند و من ، تو ، حسن ، حسين ، فاطمه ، « عقيل » و « جعفر » در بهشت در برابر يكديگر و در روى سريرهاى بهشتى قرار داديم و تو با منى
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 506
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٥٠٦