تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
واقعه جز من و تو ، كسى ديگر اطلاع نيابد ! آرى تا او زنده بود واقعهء مزبور را با كسى در ميان نگذاشتم . « محبّ طبرى » اين حديث را در [ الرياض النضرة 2 / 247 ] روايت كرده و مىگويد : « ابن ضحاك » هم در « الاحاد و المثانى » آن را آورده است . [ همان كتاب 3 / 144 ] به سند خود ، از « زهرى » روايت مىكند كه « اسماء انصارى » گفته است كه در شب شهادت حضرت على عليه السّلام ، هر سنگى را كه در « ايليا » ( 1 ) برمىداشتند ، از زير آن خون تازه ظاهر مىگشت ! [ صواعق محرقه ابن حجر ص 116 ] در خصوص شهادت امام حسين عليه السّلام ، هر سنگى را كه در شام - يا در دنيا - برمىداشتند ، از زير آن خون تازه ظاهر مىشد ، همينطور بود در روز شهادت حضرت على عليه السّلام كه هر سنگى را از جاى برمىداشتند ، خون تازه از زير آن ظاهر مىگرديد ! چنان كه « بيهقى » به اين موضوع اشاره كرده است و از گفته « زهرى » روايت مىكند ، هنگامى كه وارد شام شدم و تصميم داشتم در جهاد شركت كنم ، به ديدار « عبد الملك » رفتم . به او اطلاع دادم ، روزى كه حضرت على عليه السّلام به شهادت رسيد ، هر سنگى را كه در بيت المقدس از جاى برمىداشتند ، خون تازه از زير آن نمايان مىشد ! « عبد الملك » توصيه كرد مواظب باش كه مبادا اين سخن را جز من و تو ، كس ديگرى از مردم شام خبردار گردد ! توصيهء او را به گوش سپردم و تا زمانيكه « عبد الملك » زنده بود ، اين سخن را به كسى نگفتم . و از خود او حكايت است كه غير از « عبد الملك » از آن قضيه شخص ديگرى هم اطلاع يافته بود .
هامش
( 1 ) « ايليا » به نوشته [ معجم البلدان 1 / 293 ] ، نام بيت المقدس است و معناى آن خانه خداست و به نام بانى آن كه يكى از نوادگان حضرت نوح عليه السّلام است ناميده شده است كه همان « ايليا بن ارم بن سام بن نوح عليه السّلام » مىباشد . ( مترجم )