تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤

باب صد و نود و نهم كرامت شگفت انگيزى كه در بامداد روز شهادت حضرت على عليه السّلام به ظهور رسيد

[ مستدرك حاكم 3 / 113 ] به سند خود ، از « ابن شهاب » روايت مىكند كه وارد عراق شدم در حالى كه تصميم داشتم به جهاد بروم . پس نزد « عبد الملك » رفتم تا به او سلام كنم . « عبد الملك » در ميان خيمه‌اى نزديك « قائم » ( 1 ) بر روى دو سماط قرار گرفته بود . سلام كردم و نشستم . گفت : اى پسر شهاب ! آيا مىدانى در بامداد روز شهادت حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام در بيت المقدس چه واقعه‌اى رخ داد ؟ در پاسخ گفتم : آرى ! « عبد الملك » از جا برخاست و گفت : با من بيا . همراه او از پشت مردم حركت كرديم تا به پشت خيمه رسيديم . « عبد الملك » نگاهى به من كرد و گفت : در بيت المقدس چه اتفاقى افتاده است ؟ گفتم : در آن بامداد هر سنگى را كه برمىداشتند در زير آن خون تازه ظاهر مىگشت ! « عبد الملك » گفت : از اين
هامش
( 1 ) [ معجم البلدان 4 / 301 ] مىنويسد : « قائم » يكى از بناهائى است نزديك سامرا كه متوكل آن را ساخته است . ( مترجم )