[ هيثمى در مجمع 9 / 137 ] از « عايشه » روايت مىكند كه مشاهده كردم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را در كنار خود نشانيد و رخسارش را بوسيد و فرمود :
پدرم فداى كسى كه تنها و دور از يار و ياور به شهادت مىرسد ! « ابو يعلى » اين حديث را روايت مىكند .
مؤلف گويد : « ابن حجر » هم اين حديث را در [ صواعق ص 74 ] روايت كرده و مىگويد : « ابو يعلى » هم آن را نقل مىكند . و « متّقى » هم در [ كنز العمال 6 / 157 ] آن را آورده است و مىگويد : « ابو يعلى » حديث مزبور را از « عايشه » روايت مىكند .
[ كنز العمال 6 / 157 ] روايت مىكند كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : به راستى كه اين شخص ( على عليه السّلام ) نمىميرد مگر آنكه دل او مملوّ از خشم مخالفان است و نمىميرد مگر آنكه به دست مرد پليدى به شهادت مىرسد ! « دار قطنى » اين حديث را در « الافراد » آورده و « ابن عساكر » هم از « انس » از رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله روايت مىنمايد .
[ همان كتاب 6 / 398 ] از « جابر بن سمره » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : تو كسى هستى كه بجاى من بر مردم حكومت مىكنى و در حالى كه خليفه آنها هستى ، به شهادت مىرسى و موى رخسارت از خون سرت رنگين مىشود ! « طبرانى » و « ابن عساكر » اين حديث را نقل كردهاند .
[ مسند احمد حنبل 1 / 156 ] به سند خود ، از « عبد الله بن سبع » روايت مىكند كه حضرت على عليه السّلام در ضمن ايراد خطابهاى فرمود : به خدائى كه حبّه را شكافته و آفريدگان را آفريده است ، محاسنم از خون سرم رنگين مىشود ! مردم پرسيدند : چه كسى اين كار نامردانه را با شما انجام مىدهد ، او را به ما معرفى كنيد تا خاندان او را ريشه كن سازيم ؟ على عليه السّلام فرمود : هرگاه قضاء الهى جارى
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 419
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤١٩