تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

باب صد و هفتادم « ضرار كنانى » آنچنان به توصيف حضرت على عليه السّلام پرداخت كه « معاويه » از شنيدن آن اوصاف گريست

[ حلية الاولياء ابو نعيم 1 / 84 ] به سند خود ، از « ابو صالح » روايت مىكند ، در يكى از اوقات ، « ضرار بن ضمرهء كنانى » بر « معاويه » وارد شد . « معاويه » خطاب به او ، گفت : اوصاف على عليه السّلام را براى من بيان كن ! « ضرار » گفت : اى امير ! ممكن است مرا معاف بدارى ؟ گفت : تو را معاف نمىدارم . « ضرار » گفت : اكنون كه چاره‌اى ندارم ، مىگويم : على عليه السّلام مرد نامتناهى بود ، نيرومندى او بىنهايت بود ، سخن گفتن او بطورى بود كه حق را از باطل جدا مىساخت ، در فرمانش از عدالت ، تجاوز نمىكرد ، چشمه‌هاى علم و دانش از گرداگردش مىجوشيد و كلمات حكمتآميز از هر طرفى به زبانش جارى مىشد ، از دنيا و زخارف آن مىهراسيد ، با شب و تاريكى انس داشت ، بسيار مىگريست و پيوسته در انديشه بود ، دست بسوى خود برمىگردانيد و خود را مخاطب مىساخت ، لباس كوتاه را دوست مىداشت ، و از نان درشت و سبوس نگرفته استفاده مىكرد ، به خدا سوگند !