تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
مؤلف گويد : « احمد حنبل » اين حديث را در [ مسند 1 / 144 و 2 / 166 ] نقل كرده و در آن آمده است كه « ابن كوّا » را از روى استهزاء به على عليه السّلام ، گفت : حتى در شب صفّين هم از خواندن آن ذكر دست برنداشتى ؟ على عليه السّلام فرمود : آرى ! حتى در شب صفّين هم ترك نكردم ! [ فتح البارى 3 / 370 ] گويد كه « زهير » گفته است ، مردى كه به صورت استهزاء به عرض رسانيد در شب صفّين هم از آن غفلت نكرديد و على عليه السّلام هم فرمود كه آرى ، در شب صفين هم از آن دستور غفلت نكرده بودم ، آن سؤال كننده « اشعث بن قيس » بود . و مىگويد : در روايت « سائب » آمده است ، هنگامى كه « ابن كوّا » از روى استهزاء گفت : حتى در شب صفّين هم از خواندن آن غفلت نورزيدى ؟ على عليه السّلام فرمود : خدا بكشد شما عراقىها را ! آرى ، در شب صفّين هم از خواندن آن دستور غفلت نكردم ! تا آنكه مىگويد : در روايت « زيد بن ابى انيسه » از « حاكم » نقل مىكند ، هنگامى كه « ابن كوّا » گفت : در شب صفين هم از آن غافل نشدى ؟ على عليه السّلام فرمود : واى بر تو ! نزديك سحر بود كه آن دستور پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به ذهنم خطور كرد و هماندم به انجام آن پرداختم . در روايت « على بن اعبد » آمده است ، از همان لحظه‌اى كه آن دستور را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم ، همه شب به خواندن آن ادامه مىدادم مگر شب صفين كه آخر شب به ياد آوردم و همان لحظه آن ذكر را گفتم . در روايت « شبث بن ربعى » نيز همينطور است و بجاى « آن را به ياد آوردم » ، « آن را گفتم » آمده است . [ حلية الاولياء ابو نعيم 1 / 69 ] به سند خود ، از « شبث بن ربعى » از حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام روايت مىكند كه كنيزك اسيرى را حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آورده بودند ، حضرت على عليه السّلام به حضرت فاطمه عليها السّلام پيشنهاد كرد با پدر بزرگوارش ملاقات كند و از ايشان خدمتگزارى را تقاضا كند تا در كارهاى منزل