چرا اين كار را با تو كرده است ، سؤالى ننمود . طولى نكشيد كه حضرت على عليه السّلام و همان مرد به ملاقات « عمر » آمدند . حضرت على عليه السّلام فرمود : اين مرد را در حال طواف ديدم كه چشم چرانى مىكند و به زن مردم چشم دوخته است . « عمر » گفت :
آرى ، شما با نور خدا نگاه كردهاى ! مؤلف گويد : حديث مزبور را به طريق ديگر روايت مىكند كه حضرت على عليه السّلام فرمود : مشاهده كردم كه اين مرد در حال طواف بدچشمى مىكند و به حريم مسلمانان نگاه مىكند .
[ ذخائر العقبى ص 223 ] از « ابن عباس » روايت مىكند كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در فتح مكه و در حالى كه گرسنه بود ، به خانهء « ام هانى » دختر « ابو طالب » وارد شد . « ام هانى » به عرض رسانيد : يا رسول اللَّه ! دامادهائى دارم كه از بيم كشته شدن به خانهء من پناه آوردهاند و على بن ابيطالب عليه السّلام در موقعيتى است كه در راه خدا از هيچ ملامتگرى هراسى ندارد و بيم آنست كه على عليه السّلام از حال آنها اطلاع يابد و آنها را از پاى درآورد . اينك از شما تقاضا دارم كه مقرر فرماييد هر كسى به خانهء من پناهنده مىشود ، از كشته شدن در امان است تا اينكه سخن خدا را بشنود و ايمان بياورد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خواهش او را پذيرفت و فرمود : هر كسى كه در پناه « ام هانى » در آيد ، در پناه ما خواهد بود . ( حديث ادامه دارد ) در ذيل احاديث ياد شده ، گفتارى از « عايشه » هست كه مناسب است آن را در پايان اين باب يادآور شويم .
« ابن عبد البر » در [ استيعاب 2 / 469 ] روايت مىكند ، هنگامى كه شهادت حضرت على عليه السّلام به اطلاع « عايشه » رسيد ، گفت : از اين به بعد ، ملت عرب هر گونه تبهكارى و جنايتى را كه مىخواهند به انجام آورد ؛ براى اينكه كسى مانند على عليه السّلام وجود ندارد كه آنان را از تبهكارى و جنايت بازدارد
.
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 360
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٦٠