[ استيعاب ابن عبد البرّ 2 / 780 ] « زبير بن بكَّار » از « عبد الله بن بريدة » از پدرش روايت مىكند كه « امّ سلمه » كه در غزوهء خيبر حضور داشت ، مىگفت : در آن هنگامه شنيدم ، شمشير حضرت على عليه السّلام آنچنان سر « مرحب » را شكافت كه شمشير از سرش گذشت و به دندانهايش رسيد !
[ فخر رازى در تفسير كبير ] ذيل تفسير آيه * ( أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً ) * ( سوره كهف ، آيه 9 ) ؛ آيا گمان كردى اصحاب « كهف » و « رقيم » از آيات عجيب ما بودند ؟ ! در ضمن دليل ششم از دليلهائى كه براى اثبات كرامات بيان كرده است ، مىنويسد : به همين مناسبت مىبينيم ، هر كسى كه بهتر و بيشتر از احوال عالم غيب با خبر است ، قويدل و پر شهامتتر است و ضعف و سستى باطنى او كمتر است . در اين رابطه بود كه على بن ابيطالب - كرّم الله وجهه - فرمود : به خدا سوگند ! در قلعه خيبر را به نيروى بدنى از جا درنياوردم ، بلكه آن را ، با نيروى ربّانى از جا بلند كردم . و اين بدان جهت است كه حضرت على - كرم الله وجهه - در آن وقت از عالم اجساد منقطع بود و از سوى ديگر ، انوار عالم كبريا درخشيد ، و فرشتگان رحمت از بركت آن انوار ، منوّر گرديدند ، و روح على عليه السّلام را تقويت كردند ، و تشابهى با گوهرهاى ارواح ملكى پيدا نمود ، و پرتوهاى عالم قدس و عظمت متلالؤ شد و در نتيجه آن ، نيروئى بدست آورد و كارهائى انجام داد كه هيچ نيرومندى توانائى انجام آنها را نداشت !
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 186
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٨٦