روايت مىكند كه در گرماى بسيار شديدى على عليه السّلام را ملاقات كرديم . آن هنگام جامهء زمستانى پوشيده بود و بر عكس آن ، در زمستان ايشان را ديديم كه لباس تابستانى پوشيده است ! در زمستان از ما آب خوردن خواست ، آب براى ايشان آورديم ، حضرت على عليه السّلام آب مىآشاميد و عرق از جبين مباركش پاك مىكرد ! « عبد الرحمن » گفته است : پس از آنكه به خانه بازگشتم ، خطاب به پدرم ، « ابو ليلى » گفتم : اى پدر ! آيا امروز به حال امير المؤمنين على عليه السّلام توجه كردى ؟
پرسيد : منظورت چيست ؟ گفتم : بخاطر دارى كه در زمستان لباس تابستانى ، و در تابستان لباس زمستانى مىپوشد ؟ پدرم ، « ابو ليلى » ، گفت : تا حال به اين مسئله توجه نكردهام . آنگاه دست مرا گرفت و بحضور حضرت على عليه السّلام ، شرفياب شديم .
پدرم طرز لباس پوشيدن حضرت را كه « عبد الرحمن » ديده بود به عرض رسانيد .
حضرت على عليه السّلام فرمود : آرى ، چنان است كه « عبد الرحمن » توضيح داده است . در جنگ خيبر كه به درد چشم شديدى مبتلا بودم رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله مرا بحضور طلبيد .
و آب دهان مبارك را در ميان دو چشم من ريخت و فرمود : چشمهاى خودت را بگشاى . ديدگانم را گشودم و از آن روز تاكنون هرگز احساس درد چشم ننمودهام .
و همچنين در آن هنگام براى من دعا كرد و فرمود : پروردگارا ! اثر گرما و سرما را از على عليه السّلام بر طرف كن . از آن روز تاكنون من هرگز احساس گرمى و سردى نكردهام .
مؤلف گويد : اين حديث را « هيثمى » در [ مجمع 9 / 122 ] نقل كرده و مىگويد : حديث مورد نظر را « طبرانى » در « الاوسط » ياد كرده و سند آن را حسن شمرده است . و « مناوى » هم مختصرى از آن را در [ كنوز الحقايق ص 25 ] آورده است و مىگويد : حديث مزبور را « ديلمى » هم نقل كرده است .
[ هيثمى در مجمع 9 / 122 ] از « سويد بن غفلة » روايت كرده است كه گفت : در ملاقاتى كه با حضرت على عليه السّلام ، در فصل زمستان دست داد ، مشاهده كردم حضرت على عليه السّلام دو جامهء تابستانى پوشيده است . عرض كردم : يا على ! به
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 459
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٥٩