اظهار مىدارد كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دستور مىدهد : سيد عرب را بحضورم دعوت كنيد ! « عايشه » مىگويد : مگر شما سيد عرب نيستيد ؟ مىفرمايد : من سيد فرزندان آدم هستم و على سيد عرب است .
[ حلية الاولياء ابو نعيم 1 / 63 ] به سند خود ، از حضرت حسن بن على عليهما السّلام روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىفرمايد : سيد عرب ، يعنى على بن ابيطالب عليه السّلام ، را بحضورم بخوانيد ! « عايشه » مىگويد : مگر شما سيد عرب نيستيد ؟ مىفرمايد : من سيد فرزندان آدم هستم و على سيد عرب است . پس از آنكه حضرت على عليه السّلام بحضور مبارك شرفياب شد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمان صادر كرد تا گروه انصار به محضر شريف شرفياب شوند . پس از شرفيابى خطاب به آنها ، فرمود : آيا مىخواهيد شما را به چيزى راهنمائى كنم كه هر گاه آن را دستاويز خود قرار بدهيد ، هرگز به دام گمراهى دچار نمىشويد ؟ انصار در پاسخ گفتند :
آرى ، يا رسول الله ! فرمود : آن همانا محبت و علاقه به على عليه السّلام است . او را به خاطر علاقهمندى به من دوست داشته باشيد و به كرامتى كه من دارم او را گرامى بداريد .
آرى « جبرئيل » به من دستور مىداد تا آنچه را ابراز داشتم براى شما بيان كنم .
اين حديث را « ابو البشر » از « سعيد بن جبير » از « عايشه » در كتاب « السودد » به اختصار آورده است .
مؤلف گويد : « محب طبرى » هم در [ الرياض النضرة 2 / 177 ] « فضائلى » ، « خجندى » و « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 157 ] و « طبرانى » هم از امام حسن مجتبى عليه السّلام و « هيثمى » هم در [ مجمع 9 / 131 ] و به قول « هيثمى » ، « طبرانى » هم نقل كردهاند .
[ حلية الاولياء ابو نعيم 5 / 38 ] به سند خود ، از حسين بن على عليهما السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به « انس » ، فرمود : اى انس ! به راستى كه على سيد عرب است ! « عايشه » گفت : مگر شما سيد عرب نيستيد ؟ فرمود : من
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 329
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٢٩