« ديلمى » اين روايت را آورده است .
[ هيثمى در مجمع 9 / 131 ] از « عبد الله بن ابى نجى » روايت كرده است كه در روز بصره حضرت على عليه السّلام طلا و نقره آورد و خطاب به آنها فرمود : اى سيم و زر ، مرا فريب مدهيد ! ديگرى را فريب دهيد . اى سيم و زر ، اهل شام را فريب دهيد ! آنگاه كه شما را پشتيبان خود قرار مىدهند . اين سخن بر آن مردم گران آمد ، اجازه ملاقات خواستند و حضرت به آنان اجازهء ورود داد . پس از ورود آنها ، فرمود : دوست من رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به من فرمود : يا على ! طولى نمىكشد تو و پيروانت در حالى بر خدا وارد مىشويد كه از خدا خرسند و خدا از شما خرسند مىباشد و از سوى ديگر ، دشمن تو در حالى وارد محشر مىشود كه مغصوب و مغلول خدا قرار گرفته است . آنگاه چگونگى مغلول شدن آنان را به اين شكل نشان داد : دستهاى مبارك را بر روى گردن گذاشته و سر و گردن را در ميان آنها در آورد ( و « اقماح » را به آنها نشان داد كه با چنان حالتى ، دست و گردن مغلول مىشود ) .
« طبرانى » اين روايت را در « الاوسط » آورده است .
[ صواعق محرقة ابن حجر ص 96 ] گفته است : « ديلمى » از رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : يا على ! خداى تعالى تو ، و نوادگان ، و فرزندان ، و خانواده و شيعيان و دوستداران شيعيانت را آمرزيده است . اينك مژده باد تو را كه « انزع البطين » هستى و در صفحه 139 گفته كه در روايت ديگر آمده است : خداى تعالى تو و شيعه و دوستدار شيعهات را آمرزيده است
.
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 322
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٢٢