تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
شنيدم كه فرمود : من صدّيق اكبرم ؛ پيش از آنكه « ابو بكر » ايمان بياورد ، من به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گرويدم و پيش از او به دين اسلام پيوستم . « متّقى » گفته كه اين حديث را « محمد بن ايّوب رازى » در جزوه‌اش و « عقيلى » در كتابش نقل كرده است . مؤلف گويد : حديث مزبور را « ذهبى » در [ ميزان الاعتدال 1 / 417 ] بطور اختصار از كتاب « عقيلى » از « معاذة » از حضرت على عليه السّلام روايت كرده است و « محب طبرى » هم در [ الرياض النضرة 2 / 157 ] به نقل آن پرداخته و مىگويد : « ابن قتيبة » هم آن را نقل نموده است . [ همان كتاب 6 / 402 ] از حضرت على عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به من ، فرمود : يا على ! روز محشر ، سواره‌اى جز ما وجود ندارد و ما چهار تن سواره هستيم . مردى از انصار از جاى برخاست و گفت : پدر و مادرم به فداى شما ، آنان كيستند ؟ فرمود : يكى از آنها منم كه بر « براق » سوارم و ديگرى برادرم « صالح » كه بر ناقه‌اى كه آن را پى كردند ، سوار است و سومى عمويم ، « حمزة » است كه بر « ناقهء عضباء » ( بريده گوش ) سوار است و برادرم على عليه السّلام بر ناقه‌اى از ناقه‌هاى بهشت سوار است در اين حال پرچم در دست اوست و ندا مىدهد : « لا إله الَّا اللَّه ، محمد رسول الله » آدميان مىگويند : اين بزرگوار ، يا فرشتهء مقرّب است ، و يا پيغمبر مرسل و يا حامى عرش الهى است ؛ فرشته‌اى از درون عرش فرياد مىزند كه اى گروه آدميان ! اين بزرگوار ، نه فرشتهء مقرب است ، و نه پيغمبر مرسل و نه حامل عرش ، اين عالى مقام ، « صدّيق اكبر » ، على بن ابيطالب عليه السّلام ، است . [ همان كتاب 6 / 152 ] صدّيقان سه تن هستند : 1 - « حزقيل » مؤمن آل فرعون 2 - « حبيب نجّار » صاحب آل ياسين 3 - على بن ابيطالب عليه السّلام . « ابن نجّار » اين حديث را از « ابن عباس » روايت كرده است .