را دشمن بدار . پروردگارا هر يك از مردم كه على عليه السّلام را دوست بدارد ، تو هم او را دوست بدار و كسى كه با او كينه ورزى نمايد ، تو هم با او كينه ورزى بنما » .
« طبرانى » هم اين حديث را روايت كرده است .
مؤلف گويد : « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 154 ] حديث مورد بحث را بطور اختصار و « هيثمى » در [ مجمع 9 / 106 ] با اختلاف اندكى ، نقل كردهاند .
[ همان كتاب 6 / 399 ] حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در زير درختى در محل « خم » قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا ( على عليه السّلام ) را گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اينست كه گواهى ميدهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :
مگر نه اينست كه گواهى ميدهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما اوليترند ؟
و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، براستى اين شخص ( على عليه السّلام ) مولاى اوست . اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و قابل توجه باقى مىگذارم كه هرگاه دست نياز بدامان آنها دراز كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خداست كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مىباشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است .
« متّقى » گويد : اين حديث را « ابن جرير » ، « ابن ابى عاصم » ، « محاملى » در « امالى » ، روايت كردهاند و حديث صحيحى است .
[ همان كتاب 6 / 403 ] از « عمير بن سعد » روايت كرده است ، در يكى از اوقات كه من هم حضور داشتم حضرت على عليه السّلام مردم را در « رحبه » گرد آورد و فرمود : سوگند مىدهم اگر كسى از شما از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده است كه فرمود :
« من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ، شهادت خود را اعلام كند . هيجده تن از حاضران از محل خود قيام كرده و گواهى دادند كه آنچه را فرمودى ، از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 120
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٢٠