تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
ترا بحضور مىطلبد و تو از رفتن امتناع ميورزى شايسته است بمقام ولايت شرفياب شده و اوامر او را بشنوى و بازگردى ، زهير از جا برخاسته بحضور همايونى شرفياب شد . فاصلهء نشد با صورت درخشانى خرم و خندان وارد شده دستور داد خرگاه و زاد و توشهء او را از محلى كه سراپا كرده بودند بجانب خيمه‌گاه حسينى سراپا نمايند . و بهمسرش گفت ترا از حباله زناشوئى خود خارج كرده و طلاق دادم اينك بجانب كسان خود رهسپار شو زيرا هدف اصلى من اين بوده كه از ناحيه من آسيبى به تو نرسد و با خير و خوشى با من بسر برى سپس بهمراهيان خود توجه كرده گفت هر كدام از شما مايليد ميتوانيد از من پيروى كرده و ببارگاه حسينى شرفياب شويد و الا هم اكنون از شما خداحافظى مىكنم . ضمنا مطلبى خاطرنشان شما مىسازم سالى به كارزار دريائى پرداخته خداى متعال ما را بر دشمنانمان پيروزى داده و غنيمتهائى نصيب ما شد سلمان بما گفت آيا از اين فتح و اين همه غنائم كه خداى متعال بشما ارزانى داشته خشنوديد ؟ پاسخ داديم آرى . گفت هر گاه سيد جوانان آل محمد را دريابيد و در راه او با دشمنان مبارزه نمائيد سرور شما بيشتر از اين غنائمى است كه امروز نصيب شما شده و من امروز از شما وداع مىكنم و سرور هميشگى و نام نيك ابدى را براى خود برميگزينم . اين سخن را با ياران خود گفته وداع كرده و ملازم ركاب ظفر انتساب حسينى شد و پيوسته گوش بفرمان بود تا در يارى آن حضرت ، شربت شهادت نوشيد . عبد اللَّه و منذر اسدى گفته‌اند پس از انجام مناسك حج ، هدف اصلى ما اين بود هر چه زودتر در راه به امام حسين ع برسيم و شاهد پيش‌آمدهاى او باشيم به همين مناسبت ناقه‌هاى خود را بسرعت مى - رانديم تا در منزل زرود به آن حضرت رسيده نزديك كه شديم ( 1 ) مردى از اهل كوفه را ديديم بمجردى كه