چنين نيست به زودى مردم مذحج بخونخواهى وى قيام خواهند كرد و اطراف او را فرامىگيرند و با شمشيرهاى كشيده گردنها ميزنند و دم شمشيرها را از خون گردنها سيراب ميسازند . اى مذحجيها اگر شما بخونخواهى برادر خود برنخيزيد بايد شما بدكارانى باشيد كه باندكى خوشنود ميشويد .
( 1 ) هنگامى كه مسلم و هانى كشته شدند پسر زياد سر مطهر آنان را بهمراهى هانى بن ابى حيه و زبير تميمى بشام فرستاد و به عمرو بن نافع كه كاتبش بود دستور داد نامهء در خصوص پيشآمد مسلم و هانى و قضايائى كه اتفاق افتاده بنويسد او هم نامه طولانى در اين بارهء نوشته ابن زياد نامهء طويل الذيل او را نه پسنديده و گفت اين همه درازگوئى براى چه آنگاه خود دستور داد چنين بنويس .
اما بعد سپاس خدا را كه حق امير مؤمنان را گرفت و او را بر دشمنش پيروزى داد . يزيد بداند مسلم هنگامى كه بكوفه وارد شده به خانه هانى پناهنده بود و من براى اطلاع از حال او جاسوسهائى به خانه نامبرده فرستادم و همه گونه حيلها به كار بردم تا بر آنها دست پيدا كردم و خدا مرا بر آنان چيره ساخت و آنها را دستگير كرده گردنشان را زدم و سرهاشان را همراه هانى بن ابى حيه و زبير تميمى كه مردمى شنوا و فرمانبردار و اهل نصيحتاند فرستادم و يزيد ميتواند تمام پيشآمدها را از آنان بازجوئى كند كه آنها دانا و راستگو و پرهيزگارند و السلام .
يزيد در پاسخ نامه وى نوشت .
اما بعد در بارهء آنچه ميخواستم به هيچ وجه فروگذارى ننمودى و با كمال احتياط خواسته مرا
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 413
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤١٣