سانحه رحلت شما كه آرزومندم آن روز را نبينم پيشآمد كرد بچه كسى اقتدا كنيم و مهمات دينى خود را از او اخذ نمائيم حضرت صادق ع بفرزندش موسى ع اشاره كرد عرضكردم اگر خداى نكرده همين پيش آمد براى موسى ع اتفاق افتاد فرمود بفرزندش عرضكردم اگر براى فرزندش نيز همين واقعه اتفاق افتاد فرمود به فرزند فرزندش عرضكردم اگر براى او هم همين واقعه رخ داد و برادر بزرگ و فرزندى داشت كداميك را براى پيشوائى برگزينيم فرمود فرزندش و همين معنى را براى هميشه در نظر داشته باشيد .
( 1 ) طاهر بن محمد ميگفت روزى حضرت صادق ع فرزندش عبد اللَّه را سرزنش ميكرد و ميفرمود چرا مانند برادرت نيستى و چه امرى نميگذارد رويه او را دارا شوى ! سوگند به خدا نورى در او مشاهده مىكنم كه در تو اثرى از آن نمىبينم ، عبد اللَّه از اين سخن به شگفت آمده عرضكرد : مگر پدر من و او و اصل من و او يكى نيست ؟ ! فرمود آرى ليكن او از منست و تو پسر منى .
( 2 ) يعقوب سراج گفت حضور حضرت صادق ع شرفياب شده ديدم آن حضرت كنار گهواره حضرت ابو الحسن موسى ع ايستاده و مدتى با كودك گهوارهء خود رازهائى ميگفت من نشستم تا حضرت او از راز نهانى فارغ شده آنگاه باحترام حضرت از جا برخاستم به من فرمود نزديك مولاى خودت بيا و بر او سلام كن من حسب الامر نزديك رفته عرض سلام كردم كودك گهوارهء كه بر پيران عالم استادى توانا بود سلام مرا به زبان فصيحى پاسخ داد و فرمود هم اكنون به خانه برو و نام دخترت را كه ديروز نامگذارى كردهء تغيير بده زيرا آن نامى است كه خدا دوست نميدارد .
آرى چنان بودى دخترى داشتم و او را حميراء ناميده بودم .
حضرت صادق ع فرمود فرمان فرزندم را به كار بند كه نجات در آنست .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 562
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٦٢