تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
اكنون باش تا مردم آماده شده گرد تو آيند و مژده باد كه خدا تو را يارى خواهد كرد زيرا او به من وعده كرده آنان را بمسافت يك ميل راه بهراس افكند . على ع فرمود لشكر گرد من اجتماع كردند و من بسرپرستى آنان به طرف بنى قريظه توجه كرده تا به نزديك ديوارهاى آنها رسيده قلعه‌نشينان از بالاى ديوار مرا ديده يكى از آنها صدا ميزد كشنده عمرو آمد ديگرى ميگفت قاتل او به طرف شما روى آورد و بالاخره يكى بيكى همين جمله را گوشزد ميكرد و رعب و ترسى بدين وسيله خدا در دلهاشان انداخت و شنيدم كسى اين رجز را ميخواند . على ع عمرو را كشت و باز شكارى را صيد كرد و پشت دلاوران را شكست و امر پيغمبر را استوار ساخت و پرده قريش را دريد . از استماع اين سخنان خدا را ستايش نمودم كه دين اسلام را ظاهر كرد و شرك را نابود ساخت . و آن ساعت كه به طرف بنى قريظه حركت كردم رسول خدا ص فرمود به يارى خدا و بركت او حركت كن كه خدا وعده داده به زودى سرزمين آنها و مسكنهاشان بدست شما بيفتد من خوشحال شده و كاملا ميدانستم خداى عز و جل ما را يارى خواهد كرد و بالاخره نزديك رفته و پرچم پيروزى
نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ
را بر فراز قلعه‌شان باهتزاز درآورده آنان از قلعه‌ها و كوشكها باستقبال من آمده و رسول خدا را ، سب و شتم ميكردند چون سخنان ناهنجار را از ايشان شنيدم براى آنكه حرفهاى زشت آنان به گوش آن جناب نرسد باز - گشتم فاصلهء نشد شمس درخشان آسمان نبوت طالع گرديد و حرفهاى درشت آنها را شنيد آنها را بجملهء : اى برادران بوزينگان و خوكان ندا كرد و فرمود ما اگر در سرزمين مردم بدكار درآئيم روزگارشان را تاريك و تباه ميسازيم . آنها گفتند اى ابو القاسم تو كه آدمى نادان و بدگو نبودى .