تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
جدا كرد پرچم را با دو دست بريده‌اش به سينه چسبانيد على ع در اين وقت شمشيرى بسر او زد و او را بموالى خودش ملحق ساخت در اين وقت مشركان پا بفرار گذارده مسلمانان بگردآورى غنائم پرداختند . ( 1 ) اصحاب عبد اللَّه كه در كنار دره بكمين نشسته بودند و مسلمانان را سرگرم غنائم يافتند برئيسشان پيشنهاد كردند ما هم ميخواهيم از غنائمى كه ديگران استفاده ميكنند بهره‌مند شويم . عبد اللَّه گفت رسول خدا ص به من دستور داده از اين مكان حركت نكنم . ياران او پاسخ دادند راست است كه چنين امرى كرده ليكن او نميدانسته كه سرانجام كار مشركان بدينجا ميرسد . در نتيجه عدهء زيادى از ياران او براى گردآوردن غنائم از محل خود خارج شده و جز معدودى با او باقى نماندند عبد اللَّه براى آنكه از فرمان رسول خدا ص تجاوز نكرده باشد بر جاى خود برقرار ماند خالد بن وليد موقع را مغتنم شمرده بوى حمله آورد و او را كشت سپس از همان محل كه برسول خدا و لشكريان او نزديك بود فرود آمده و در پشت رسول خدا ص قرار گرفت ، چون حضرت را در ميان عدهء كمى از اصحاب ديده بياران خود خطاب كرد : آماده باشيد اين همان مرديست كه در صدد او برآمده‌ايد مگذاريد از دست برود اصحاب او همه يك دفعه با شمشير و نيزه و تير و سنگ بجانب آن حضرت حمله كردند اصحاب رسول خدا به پشتيبانى از آن جناب بجنگ پرداختند و پيوسته مقاتله ميكردند تا هفتاد نفرشان شربت شهادت نوشيدند و فقط با پيغمبر على ع و ابو دجانه و سهل بن حنيف باقى ماندند كه دشمن را از آن حضرت دور ميكردند و آن وقت مشركان از همه طرف به آن مردان حق و حقيقت حمله مىآوردند .