اين نشان شير مردان حق است * كه از ايشان كار دين با رونق است
افكند خصم ار خيو بر رويشان * منقلب هرگز نگردد خويشان
جاى احمد آن رسول مقتدى * خفتهاند از بهر حفظش بر فدى
اين چنين مردى رؤف و عادل است * حيدر شير افكن دريا دل است
روز هيجا پشت او دشمن نديد * وز نهيبش زهرهها بر تن دريد
فصل 10 امانتدارى
( 1 ) پيغمبر اكرم ص پيش از آنكه دعوت خود را علنى سازد امين قريش بود و مردم مالهاى خود را بعنوان گروگان حضور او مىسپردند و چون ناچار بايد از مكه هجرت كند و از كيد دشمنان برهد در ميان كسان خودم شايستهاى كه بتواند امانتهاى مردم را به او بسپارد بجز از على ع نديده به همين مناسبت وديعههاى افراد را به او سپرده كه به صاحبانش برگرداند و قروضش را ادا كند و زنان و دختران او را نگهدارى كرده و باتفاق آنان بمدينه و حضور پيغمبر اكرم هجرت نمايند .
بالاخره چنانچه ميدانيد از آن همه مردمى كه در عصر رسول اكرم ص ميزيستند هيچ يك را شايسته نديده كه به امانت دارى او وثوق داشته و به دلاورى و بزرگوارى او توجه كرده و او را مدافع كسان خود دانسته و از نيرو و توانائى او استفاده نموده كه در حفاظت آنان با كمال اطمينان بكوشد و خلاصه در تقوى و