تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
( 1 ) 3 - عبد اللَّه مسعود گفته روزى رسول خدا ص على ع را در خلوت طلبيده و با او رازهاى بسيارى گفته چون از حضور پيغمبر اكرم ص برگشت پرسيديم : چه معاهدهء ميان تو و پيغمبر شده فرمود رسول خدا هزار باب علم به روى من گشود كه از هر باب آن هزار باب ديگر مفتوح مىشود . ( 2 ) 4 - اصبغ بن نباته گفته روزى كه مردم با على ع بيعت كردند عمامهء پيغمبر ص را بر سر گذارده و رداى آن جناب را پوشيده بمنبر رفته حمد و ثناى الهى را بجا آورد مردم را پند و اندرز فرموده سپس با كمال وقار و آرامش تكيه زده و انگشتان را در ميان يك ديگر بر بالاى شكم خود قرار داده فرمود اى مردم تا مرا نيابيد هر چه ميخواهيد بپرسيد كه دانش گذشتگان و آيندگان نزد منست و سوگند به خدا اگر مرا به خود واگذارند و سرگرم به اين و آن ننمايند با اهل تورية بتورية و با اهل انجيل بانجيل و با اهل زبور بزبور و با اهل قرآن بقرآنشان حكومت ميكنم و حقايق هر يك از كتب را براستى آشكار ميسازم چنانچه اعتراف كنند كه على ع به حق قضاوت نموده . و سوگند به خدا از تمام مردمى كه ادعاى علم و دانش قرآن را ميكنند من بحقايق و تأويلات آن داناتر و واقفترم و اگر آيهء در قرآن نبود از تمام پيش‌آمدهائى كه تا روز قيامت ميشد اطلاع ميدادم . پس از اين فرمود بپرسيد از من و بخواهيد پيش از آنكه مرا نيابيد سوگند به كسى كه دانه را