سنگ گرانى قرار گرفته و كسى جز پيغمبر يا وصى او از محل آن باخبر نميباشد و بنا بر اين بايستى يكى از اولياء خدا كه از محل آن با اطلاع است بيايد و آن چشمه را بكاود و سنگ گران را از روى آن بر - دارد و از آب آن استفاده كند و چون ديدم ظهور اين چشمه به كف باكفايت شما بانجام آمد دانستم آنچه را در انتظار بودم بحقيقت پيوسته و به آرزوى ديرين خود نائل آمدم و من از امروز بدست شما بشرف اسلام مشرف گرديدم و به حق تو و شايستگى ولايت تو ايمان آوردم .
امير المؤمنين ع پس از شنيدن خاطرات نامبرده گريست چنانچه محاسن شريفش تر شد و خدا را سپاسگزارى كرد كه از او خاطر نكرده و نام او را در كتب خود به بزرگى ياد كرده .
آنگاه امير المؤمنين ع بياران خود فرمود بيائيد و سخنان اين تازه مسلمان را بشنويد مردم پس از شنيدن سخنان او حمد و ثناى زيادى بجا آورده و از خدا سپاسگزارى نمودند كه نعمت معرفت على ع را به آنها ارزانى داشته آنگاه لشكر و راهب از آنجا كوچ كردند و با شاميها مقابله نمودند و در آن پيكار راهب شهادت يافت على ع بر او نماز خواند و او را دفن كرده و بسيار از براى او طلب مغفرت كرد و هر - گاه سخن او پيشآمد ميكرد از او بعنوان مولاى من ياد ميفرمود .
از اين خبر ، معجزات چندى استفاده مىشود يكى علم غيب ديگرى نيرومندى فوق العادهاى كه از ديگران امتياز پيدا مىكند علاوه بشارتى كه در كتب آسمانى بوجود او داده شده چنانچه خدا هم اشاره كرده مثل ايشان در تورية و انجيل ذكر شده .
( 1 ) سيد اسماعيل حميرى در قصيدهء بائيه خود به اين خبر چنين اشاره كرده .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٢٦