( 1 ) هنگامى كه كار بدينجا رسيد و حاملى براى علم نبود عالم كه مرد علم هم ميميرد آرى در عين حال زمين خالى از حجت نميباشد يا حجت ظاهرى است كه همه او را مىبينند و يا بيمناك و مخفى از مردمانست تا ادلهء محكم الهى و بينات او از بين نرود .
ليكن كجايند اين عده كه فخر عالمند ايشان معدودند و عظيم القدر و خداى متعال ببركت ايشان حجتهاى خود را حفظ مىكند تا امثال ايشان بوجود آيند و اصول حقايق و معارف الهى را در سرزمين دلهاى مانند خودشان بوديعه گذارند .
اينان علاوه بر آنكه حقايق ايمان سراپاى وجودشان را فراگرفته علم و دانش هم از همه طرف به آنها روى آورده و يقين واقعى پيدا كرده و در برابر سختىها كه ديگران زير بار نميروند آنان با آغوش باز استقبال نموده و از آنچه مردم جاهل ميهراسند آنان به دو الفت گرفته با كالبدهاى خود با دنيا مصاحبت ميكنند و ارواحشان بعالم بالا آويخته است اينان خليفههاى خدا در زمينند كه مردم را بدين او دعوت ميكنند و حجتهاى خدا بر بندگان او هستند .
اين بار نيز آه سردى كشيد و اظهار داشت چقدر مايلم آنان را بهبينم و شوق ديدارشان را دارم . آنگاه دست از دست من برداشت و فرمود هر كجا ميخواهى برو .
فصل - 2 توصيف دانشمندان
( 2 ) از سخنان آن حضرت كه مردم را بمعرفت خود ميخواند و فضل خويش را ابراز ميكرد و ضمنا به صفت دانشمندان و طرزى كه بايد متعلم بدان رفتار كند اشاره مىنمايد اين موضوعات را علماء اخبار در