تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
ما و دشمنان ما اتفاق افتاد به قضا و قدر خداست يا خير ؟ فرمود به هيچ فراز و نشيبى نميگذريد جز اينكه دست قضا و قدر الهى در آن تصرف و تسلط دارد . او گفت بنا بر اين مشقتى را كه متحمل شده‌ام در نزد خدا احتساب مىنمايم . فرمود براى چه ؟ عرضكرد هنگامى كه قضا و قدر ما را بكارى هدايت نمايد فرمانبردارى ما ثوابى و نافرمانيمان نيز عقابى ندارد . فرمود خيال كردهء اين قضا و قدر حتمى است نه چنين است زيرا اعتقاد باينكه قضا و قدر لازمى است عقيدهء بت‌پرستان و پيروان شيطان و دشمنان خداى رحمان و قدريهاى اين امت و مجوسيانست خداى منان مردم را در كارها مخير گردانيده و از عقاب خود كه نتيجهء نهى اوست ترسانيده و تكليف اندك به ايشان نموده و آنها را مجبور نكرده تا از او با كراهت اطاعت نمايند و بر او غالب نگرديده‌اند تا مغلوب شده و معصيت او نمايند و آسمان و زمين و آنچه در آنهاست بىثمر نيافريده ، خلاف اين حقايق عقيده مردم كافر است و واى بر ايشان از عذاب جهنم . آن مرد پرسيد قضا و قدر چيست ؟ فرمود امر بفرمانبردارى و نهى از نافرمانى و آمادگى براى كار نيك و دست برداشتن از كار بد و يارى بقربت او و خوارى معصيت‌كاران او و وعد و وعيد و ترغيب به كارهاى پسنديده و دورى دادن از كارهاى ناپسند و بالاخره تمام اينها قضا و قدر خداست كه در افعال و اعمال ما جريان دارد و بجز از اينها نبايد پابند شد و خيال كرد كه اعمال را نابود ميسازد . آن مرد خوشحال شده فرمود خدا درب گشايش را به روى تو بگشايد چنانچه مرا از بيچارگى