تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و گاهى قدم رو حركت كنند آنها طبق دستور عمل كرده و از دشوارى راه آسوده گرديدند . ( 1 ) امير المؤمنين ع با همراهيان خود كه به يمن رفته بود با حله‌هائى كه از مردم نجران گرفته از راه يمن به طرف مكه عزيمت كرد رسول خدا ص هم از راه مدينه به مكه نزديك شد على ع براى اينكه زودتر درك حضور پيغمبر ص را كرده باشد شخصى را بجاى خود برگمارد و خود به طرف مكه رهسپار گرديد هنگامى كه رسول خدا ص وارد مكه شد حضرتش را زيارت كرده و زر و سيم و حلقه‌هايى كه گرفته بعرض رسانيد و اضافه كرد براى درك حضور شما زودتر از لشكر حركت نمودم رسول خدا ص از ديدار او و مأموريتش را كه بنحو پسنديدهء انجام داده خرسند شد و پرسيد چگونه و بچه طرزى صدا به تلبيه بلند كردى و احرام بستى عرضكرد شما كه طريقه احرام را به من ننوشته بوديد و من در نيت خود نيت شما را در نظر گرفته گفتم پروردگارا من همان جور كه پيغمبرت احرام بسته محرم مىشوم و سى و چهار شتر بعنوان قربانى همراه دارم رسول خدا ص تعجب كرده فرمود من شصت و شش شتر سوق دادم و تو در حج و مناسك و قربانى با من شريكى اكنون با لباس احرام به طرف لشكريان خود رفته آنها را با عجله تمامى بجانب من حركت بده تا در مكه با يك ديگر اجتماع نمائيم على ع آن حضرت را وداع كرده به طرف لشكر خود رهسپار شده فاصلهء از مكه دور نشده آنان را ملاقات نمود و توجه كرد كه حله‌ها را به خود پوشيده از اين كارشان متأثر شده بگماشته خود خطاب كرد بچه دليلى به آنها اجازه دادى از حله‌ها پيش از آنكه بدست رسول خدا ص برسد استفاده نمايند با آنكه در اين باره دستورى از من نداشتى عرضكرد آرى چنانست كه مىفرمائيد ليكن از من تقاضا كردند تا خود را بدانها آراسته و احرام به‌بندند سپس بدون عيب و نقص به من رد كنند امير المؤمنين ع