و جنگهائى كه ميكرده مطابق با خواست خدا بوده و كسى حق مخالفت با او را ندارد و حق با او و متوجه به او و گواهى داده كه على ع بهترين آفريدههاى خداى متعال است .
و تمام اين فضائل ، مباين با رفتار مردميست كه حق او را غصب كردند و مضاد با رفتار آنهاست و آنان را بفرومايگى معرفى مىنمايد و كارهاشان را بسرحد مخلصان كه در آن پيكار قدمهاى با اخلاص برداشتند و با جهاد با دشمنان تقرب به خدا ميجستند نميرساند و بالاخره تقصير كارند .
فصل - 41 پس از پيكار حنين
( 1 ) بعد از آنكه خداى متعال گروه مشركان را بدست مسلمانها متفرق ساخت به دو دسته شدند تازيان و پيروانشان به اوطاس كه از ديار هوازن است رفته و ثقيف و پيروانش به طائف رهسپار گرديدند رسول خدا ص ابو عامر اشعرى را با عدهاى كه ابو موسى اشعرى هم با آنان بود به اوطاس مأموريت داد و ابو - سفيان صخر بن حرب را به طرف طائف فرستاد .
ابو عامر حسب الامر پرچم پيروزى را بدست گرفته بعزم سركوبى دشمن رفته و با آنان جنگيد تا كشته شد مسلمانان از ابو موسى كه پسر عم او بود درخواست كردند پرچم را به كف بگيرد و با دشمن نبرد كند او پرچم اسلام را بدست گرفته پيكار كرد تا پيروز باشد .
و ابو سفيان كه بسركوبى ثقيف حركت كرده بود با آنان ملاقات كرد و در نتيجه ضربهء به صورت او وارد آمد منهزم شده حضور پيغمبر ص آمده عرضه داشت مرا بهمراه مردى بكارزار ثقيف مأموريت دادى