كرده و كسانى را به اين دو افزوده و ادعا نمودهاند كه بيعت عمر از اين جهت استثنايى بوده كه خود امام يعنى ابوبكر ، وى را برگزيده است و بيعت با عثمان از سوى بقيه اهل شورا كه پنج تن بودند و يكيشان عبدالرحمن بود ، صورت پذيرفت . بدين سان ، گروهى از مخالفان مذهب ما ، به سخنى اعتراف نمودهاند كه در مخالفت با پيشوايانشان و تعداد اندك بيعت كنندگان نخست و منحصر بودن تعدادشان در همين شمارى كه گفتيم ، حجت به شمار ميرود .
اما بيعت با اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) با اجماع حاضران در مدينه رسول خدا ، از مهاجران و انصار و اهل بيعت رضوان و ملحق شدگانى از مصر و عراق در آن زمان كه از صحابه و تابعين بودند ، انجام پذيرفت . هيچ كس ادعا نكرده كه اين بيعت با يك تن يا يك فرد مشهور و يا شمارى از افراد معين صورت پذيرفت و گفته نميشود كه بيعتش با فلان و فلان و فلان انجام گشت ، چنان كه درباره بيعت ابوبكر و عمر و عثمان چنين ميگويند . آري ؛ چهرههاى برجسته مسلمانان و مؤمنان بزرگ و انصار و مهاجران ، بر امامت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و بيعت با او به دلخواه و اختيار ، اجماع نمودند و انعقاد بيعت به همان شيوهاى بود كه براى سه خليفه پيشين - به نظر مخالفان - از روى اختيار صورت پذيرفت و حتى از آن هم اكيدتر و صريحتر بود ؛ زيرا گفتيم كه آن مهاجران و انصار و تابعين كه ياد كرديم ، چه رغبت و اجماعى به وى نشان دادند . با آن چه بيان كرديم ، اطاعت از او واجب گشت و بر يكايك افراد ، اقدام براى مخالفت با وى و سركشى از او ، حرام شد و آشكارا معلوم گشت كه مخالفان و ستيزگران با وي ، از مسير هدايت گمراه شدند و مخالفت با فرمان وي ، باطل بوده و با بيرون رفتن از اطاعتش فاسق گشتند ؛ زيرا خداوند در آيات استوار كتاب خود ، اطاعت اولياى خويش را واجب فرموده است : « يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأمر مِنْكُم : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [ نيز ] اطاعت كنيد . » ( نساء : 59 ) خداوند ، اطاعت از آن اوليا را با اطاعت خود همراه ساخته و نشان داده كه سركشى از فرمان آنان همچون سركشى از اوست و در حكم و ماهيت ، همانند آن است .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٨٥