تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩

حجة الوداع « * »

رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه در ده سال پس از هجرت جز چند بار براى انجام عمره به مكه نرفته بود در ذيقعده سال دهم هجرى عازم حج شد ، قريش پيش از اسلام براى خود امتيازاتى قائل بودند و گذشته از كليددارى و پرده‌بردارى از خانه خدا و ميهمانى كردن و آب دادن حاجيان در آداب زيارت نيز خود را جدا از ديگر قبايل مىدانستند . در اين سفر پيغمبر آنچه را قريش در زيارت خانهء خدا براى خود امتياز مىشمرد و ديگران را از آن محروم مىساخت از ميان برد . از جمله اين امتيازات يكى اين بود كه در دوره جاهليت مردم مىپنداشتند طواف خانه خدا بايد در جامه پاك باشد و جامه هنگامى پاك است كه از قريش گرفته شود . اگر قريش جامه طواف را به كسى نمىداد او بايد برهنه طواف كند . ديگر اينكه قريش مانند حاجيان از عرفات بار نمىبستند ، بلكه از مزدلفه كوچ مىكردند و اين امتياز را براى خود فخر مىشمردند كه اين امتياز نيز از آنان سلب شد . و مردم ديدند محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه خود از قريش است با ديگران از عرفات كوچ مىكند . در اين سفر بود كه رسول اللّه به مردم فرمودند : اى مردم ، نمىدانم كه سال ديگر
هامش
( * ) . از اين عنوان تا انتهاى كتاب خارج از كلام جاد المولى است و در ويرايش به متن كتاب افزوده شده است .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 589 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى