قومى در دفع تجاوز و تعدى ستمگران تأثير به سزايى دارد . همانطور كه قوم شعيب به او گفتند : « سخنان تو براى ما قابل درك نيست و ما تو را در بين خود ضعيف مىدانيم و اگر به خاطر طايفه تو نبود ما تو را سنگباران مىكرديم ، و تو به تنهايى بر ما عزتى ندارى . »
عيسى عليه السّلام و يارانش مدتى در يك دهكده اقامت مىكردند و سپس عازم روستاى ديگرى مىشدند ، با كمى درنگ در اين منزل ، مجددا براى حركت به محل ديگرى اسباب سفر خود را مهيا مىكردند و بدينطريق دعوت خود را ابلاغ مىكردند ، تا اينكه يك روز در انتهاى مسير به بيابانى پهناور رسيدند كه در آن اثرى از آب و آبادى ديده نمىشد . گرسنگى حركت را براى آنان دشوار كرده و فرط تشنگى زبان به كام آنها چسبانيده ، نيروى آنان تحليل رفته و سختى و مشقت راه بر آنان غالب گشته بود ، ناچار ، بدون آب و غذا توقف كردند و در مورد ادامهء كار خويش به تبادل نظر پرداختند و آراء خود را در مورد ادامهء حركت و دعوت بررسى كردند تا شايد به بهترين و مناسبترين روش دست يابند و با مشكلاتى كه بر سر راه آنان به وجود آمده مبارزه كنند و از شر دشمنانى كه در كمين ايشان نشستهاند نجات يابند .
در اين بحران ، عيسى عليه السّلام با يادآورى اهداف ، اميد را در آنان زنده مىكرد و تصميم آنان را تقويت مىنمود ، رنجهاى ايشان را تخفيف مىداد و با غمديدگان برادرى و همدردى مىكرد و همواره مشكلاتى را كه از درك آن عاجز بودند بر ايشان تشريح مىكرد و به رفع شبهات آنها مىپرداخت .
درخواست حواريون از عيسى عليه السّلام
اگرچه حواريون « 1 » به رسالت عيسى و نبوت وى ايمان آوردهاند و در زير پرچم او اجتماع نموده و در ياريش جانبازى مىكنند ولى هميشه محتاج تقويت ايمان و يقين بودند . اين نياز در روحشان ريشه دوانده بود و لذا در اين شرايط بحرانى پرده از افكار
هامش
( 1 ) . حواريون ، سفيران و شاگردان عيسى عليه السّلام بودند . اين كلمه در آيه 52 سوره آل عمران و آيه 112 سوره مائده و آيه 14 از سوره صف آمده است .