تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
سرزنش وليد بن مغيرة 260 - وليد مرا به بلاى بزرگ تهديد مىكند . به أو گفتم : من پسر أبي طالب هستم . 261 - من پسر شخصيت رودخانه مكة ومدينه ( وادى عقيق ) وخانه كعبه از دودمان غالب مىباشم . « 1 » 262 - گمان مكن كه از وليد مىترسم وگمان مدار كه از أو وحشت كرده باشم .
چون خصم أنيس أهل حقّ ديد مرا * پيوسته كند به قتل تهديد مرا ليكن نشوم تيره كه آئينه دل * روشن شده از صيقل توحيد مرا
263 - آي پسر مغيره من مردى سخاوتمند ، دست‌باز با شمشيرى آبديده هستم . 264 - زبانم براي كينه‌وران دراز ونسبت به دوستان كوتاه است . 265 - با مخالفت نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه وآله ضرر كرديد ، از كسى عيب مىگيريد كه هيچ عيبى ندارد . 266 - مىگوئيد در ارتباط با خدا ( از طريق جبرئيل ) دروغ مىگويد ، خدا لعنت كند دروغگو را .
اى خصم كه هر نفس دلم سازى ريش * تا چند چه زنبور زنى بر من نيش گوئى كه ز آسمان نيامد وحيى * لعنت به كسى كه ساخت اين قصه ز خويش
سرزنش از أبى لهب 267 - آي همنشين آتش بريده باد دو دستت تو آي أبو لهب ، نابود باد صخره
هامش
( 1 ) - علي بن أبي طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصي بن كلاب بن مرة بن كعب ابن لوى بن غالب . وامام ( ع ) كه از ميان أجداد خود نام غالب ( پيروز ) را آورده بخاطر تفأل براي پيروزى بر وليد بوده است .
ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 93 | حسين بن معين الدين الميبدي / زمانى