كلاغ سياه سرم ( موى سياه ) پرواز كرده است .
231 - عمر ويرانم را ديدى كه به ديدارم آمدى ، زيرا جايگاه تو در ويرانههاست .
شد آتش من فسرده از ضعف بدن * وان رفت كه بود باغ عيشم گلشن
اى موى سفيد بر سرم جا كردى * چون بوم كه در خرابه گيرد مسكن
232 - آيا پس از اينكه پيش درآمد پيرى ( موى سفيد ) بر صورتم آشكار شد ورنگ وحنا براي رنگآميزى آن فائده ندارد بازهم در زندگى شاد باشم ؟ !
233 - چشم زندگى إنسان دورانى است كه موى إنسان سياه است . آنگاه كه جوانى پشت كرد ، ( موى سفيد آمد ) انسان نابود شده است .
234 - آنگاه كه صورت شخص زرد است وموى وى سفيد روزگار خوش وى سپرى گرديده است .
زد موى سفيد خيمه گرد رخ من * شد تيره وزرد چهرهء فرخ من
أيام شباب رفت ومن در عقبش * افغان كنم وأو ندهد پاسخ من
235 - زكاة مقام را بپردازيد وبدانيد كه مثل زكاة مال ، نصاب آن كامل است .
( وقتي به مقام رسيدى به نيازمندان كمك كن وكارهاى آنها را زودتر انجام بده )
236 - به آزادمردان نيكى كن تا مهار آنان را در دست گيرى ، بهترين تجارت شايستگان جلب آزادمردان است .
اى يافته از حضرت حقّ جاه وجلال * بايد كه ادا كنى زكاتش چون مال
آزاد ، به إحسان وكرم بنده شود * زنهار به غير اين مكن هيچ خيال