استقامت در برابر حوادث 1686 - روزگارم تغيير مىكند ونمىداند كه من بر مشكلات پيروز مىگردم وترس كارهاى بزرگ برطرف وآسان مىشود .
1687 - روزگار بمن نشان مىدهد كه چگونه كارهاى بزرگ مرا مىكوبد من هم به أو نشان مىدهم كه صبر چگونه است ( وبر آن پيروز مىگردم . )
أيام كه مىكند جفا در همه دور * يكبار نمىرسد ز اشفاق به غور « 1 »
من عجز به چرخ أو نخواهم گفتن * هرچند كه مىكند تعدى يا جور
روزگار إنسان را أدب مىكند 1688 - روزگار مرا أدب كرده ، نااميد بودن از مردم ( واميد داشتن به خدا ) مرا ثروتمند ساخته ، غذائى كه به من مىرسد مرا قانع گردانيده وصبر مرا تربيت نموده است .
1689 - تجربه روزگار مرا تا آنجا استوار ساخت كه آن كس كه مرا راهنمائى مىكرد ، راهنمائىاش كردم .
از چرخ بىرنج وتعب يافتهام * وز گردش أيّام أدب يافتهام
فارغ منشين كه من در اين كنج خراب * صد گنج مراد از طلب يافتهام
هامش
( 1 ) - غور - انتها ، پايان ، عمق